سه شنبه 16 شهريور 1389   10:41:31
سبک شناسی


سبك شناسي چيست؟

سبك، در زبان عربي به معني گداختن و ريختن زر و نقره است و سبيكه پاره نقره گداخته را گويند. در اصطلاح ادبي به معناي طرز خاصي از نظم و نثر است كه معادل style اروپايي باشد.

Styleخود از ستيلوس يوناني مأخوذ است، به معناي آلتي فلزي يا چوبين كه به وسيله آن حروف و كلمات را بر روي الواح مومي نقش مي‌كرده‌اند. امروز هم ايرانيان به «قلم» معنايي شبيه به سبك مي‌دهند و مي‌گويند: «فلان كس خوب قلمي دارد».

به عبارت بهتر، سبك هر كس، روشي است كه براي بيان انديشه خود برمي‌گزيند مشروط بر اينكه اين روش را خود ابداع كرده باشد يا حداقل با روش ديگران متفاوت باشد.

  پيشينه سبك شناسي را بايد در يونان و روم جستجو كرد. افلاطون سبك را كيفيت و امتيازي تعريف مي‌كنند كه گوينده‌اي به لحاظ برخورداري از الگوي مناسب و شايسته كلام از آن بهره‌مند است و گوينده‌اي ديگر به دليل فقدان اين الگوي مناسب، از آن بي بهره است؛ اما ارسطو سبك را خاصيت ذاتي كلام مي‌داند و معتقد است هر اثري داراي سبك است حال اين سبك ممكن است پست، متوسط يا عالي باشد. سبك خصوصيتي اكتسابي است اما به درجات مختلف تقسيم بندي مي‌شود،روميان نيز سبك را به درجات والا، معتدل و عاميانه تقسيم مي‌كردند.

  سبك شناسي به معناي حقيقي خود در ايران سابقه‌اي ندارد و نخستين آثار اين فن به صورت بسيار ضعيف در تذكره‌ها ديده مي‌شود. تذكره نويسان در ترجمه احوال يك شاعر يا نويسنده در مورد سبك وي تسامح مي‌كردند و گفتار را با تمجيد و اغراق به پايان مي‌رساندند.

عوفي درباره سبك شاعري چنين مي‌نويسد: «شعرش چون مشاهده دوستان در صحن بوستان يا مكاشفه معشوقان پريزاده با عاشقان دلداده». از اين توصيف تقريباً هيچ نكته سبك شناسي دستگير خواننده نمي‌شود.

  از عهد صفويه به بعد در كتب تذكره به معناي سبك برمي‌خوريم و ظاهراً اولين جايي كه لفظ سبك به كار رفته «مجمع الفصحا»ي رضا قلي‌خان هدايت است.

  در ايران هرگاه سخن از روش بياني يك نويسنده يا شاعر بوده است. كلمات، طرز، طريقه، شيوه، نمط، سياقت، اسلوب و مانند اينها به كار مي‌رفته است.

  خاقاني و صائب از شاعراني بوده‌اند كه در مورد طرز شعر خود سخن گفته‌اند، صائب امتياز خود را آشنايي با طرز سخن مي‌داند:                          

           ميان اهل سخن امتياز من صائب 

                                   همين بس كه با طرز آشنا شده‌ام

 

  بررسي سبك سخن در ايران، با سبك شناسي بهار آغاز شد. كتاب سه جلدي وي - سبك شناسي يا (سير تطور نثر فارسي) - به بررسي آثار نثر فارسي از آغاز تمدن اسلامي تا عصر حاضر نموده است.

  نكته بسيار مهم در سبك شناسي توجه به بسامد است. اصولاً سبك از طريق مقايسه قابل ادراك است چنانكه رنگ‌ها در تقابل يكديگر خود را نشان مي‌دهند. در مطالعه نُرم و انحراف از آن، وجود يك يا چند عنصر سبكي چندان اهميت ندارد اما بسامد عناصر سبكي اهميت دارد؛ مثلاً كاربرد دو حرف اضافه براي يك متمم از ويژگي‌هاي سبك خراساني است اما از مختصات غزل حافظ نيست هر چند كه در ديوان حافظ به كار رفته باشد زيرا بسامد آن اندك است.

  هر سبكي نسبت به سبك ديگر داراي انحراف است و اين يعني سبك؛ مثلاً ديوان سعدي يك هنجار يا نرم است و غزل صائب در مقايسه با آن خارج از نرم است اما، هر دو سبك دارند. از اينجاست كه برخي در تعريف سبك مي‌گويند: سبك يعني عدول از نرم.

سبك از جهات مختلفي قابل تقسيم است؛ از اين‌رو، در عرصه ادبيات  اقسام سبك ادبي متفاوتي به وجود آمده است.

بيشتر

خانه | بازگشت |
Guest (ajguest)


Powered By Sigma ITID.