دهم شهریور، روز پدافند هوایی گرامی باد
54
پدافند هوايي و امنيت ملي بررسي موردي نقش قرارگاه پدافند هوايي خاتم الانبياء (ص) در دستگيري عبدالمالك ريگي

براي قرن هاي متوالي، اصلي ترين زمينه هاي كسب برتري و اعمال برتري و حتي برتري‌طلبي(هژموني) بر ساير كشورها محدود به زمين و دريا بود. راهبرد نبردهاي بين كشورها بر اساس اين دو بُعد قدرت به راهبرد نبرد زميني، دريايي و يا تركيبي از اين دو خلاصه ميشد. آثار استفاده از اين راهبردها از سوي مهاجمان در خاك كشورمان، هنوز قابل مشاهده است. شرح ددمنشي مغولان و پيش از مغولان، ويرانگري اسكندر مقدوني،  بخشي از تاريخ كشورمان را به خود اختصاص داده است. اگر دفاع مناسبي، متناسب با راهبرد و راهكنشهاي به‌كار گرفته شده از سوي مهاجمان به كار گرفته ميشد، ميزان خسارت‌هاي وارد آمده بر ميهنمان تا سطح قابل ملاحظهاي كاهش مييافت. در واقع، امنيت عمومي و فردي هموطنانمان در آن سالها به دليل ضعف نبردِ زميني و دريايي، از بين رفت.

اينك و در آغازين سالهاي قرن بيست ويكم ميلادي، آنچه نظريه پردازان نظامي دنيا را مشغول به خود كرده، ابعاد جديد «قدرت» است. مؤلفه هاي جديدِ كسب برتري در نبردها از جنگ جهاني اول تاكنون، بر اساس سلاحها و جنگافزارهاي جديدِ موردِ استفاده توسط طرفين، دچار تغييرات گسترده اي شد. بهرهگيري از انواع هواگردها (اعم از هواپيما، بالگرد، موشك و...) و تأثير‌ گسترده آن بر نتيجه جنگ، منجر به اين شد كه توجه به راهبرد نبرد هوايي و پس از آن نبرد فضايي در برنامهريزي تصميمگيرندگانِ مصالح كلي هر كشوري در اولويت باشد. از سوي ديگر، به موازات رشد بهره گيري از انواع هواگردها در نبردهاي مختلف، ضرورت دراختيار داشتن پدافند هوايي مستحكم و غير قابل نفوذ، بيش از پيش مشخص شد.

ميزان تأثير‌گذاري پدافند هوايي و شبكه مطمئن فرماندهي و كنترل در نتيجه جنگ آن‌چنان بالا است كه نتيجه جنگها بر اساس ميزان هوشياري شبكه هاي فرماندهي و واپايش در ساختار پدافند هوايي كشورهاي مختلف، پيش بيني ميشود.

نمونه اي ناب از تأثير‌گذاري پدافندهوايي مطمئن و هوشيار بر نتيجه جنگ، در جنگ 33 روزه حزب الله عليه رژيم صهيونيستي قابل مشاهده است. به‌اعتقاد بسياري از كارشناسان نظامي، شبكه فرماندهي و واپايش ساده اما كارآمدِ حزبالله با ساقط كردن بالگرد 116 هجومي (AH1F) و مورد هجوم قراردادن دو فروند بالگرد (HW12) صهيونيستي ضربات مؤثري بر پيكرة نيروهاي نظامي رژيم صهيونيستي وارد كرد؛ به‌گونه‌اي كه مقدمات شكست آن رژيم را در جنگ 33 روزه مهيا كرد.

تأثير‌گذاري شبكه فرماندهي و واپايش مطمئن در پدافندهوايي صرفاً در زمان بروز جنگ‌ها نيست، بلكه تأثير‌گذاري آن بر حفظ امنيت داخلي كشور و ارتقاي آرامش ملّي قابل لمس است. يكي از نمونه هاي تأثير‌گذاري عملكرد پدافندهوايي كشورمان در حفظ امنيت ملي و ارتقاي آرامش هم‌وطنانمان در ايران اسلامي، در از بين بردن غائلة شرور ريگي اتفاق افتاد. اين عمليات پيچيده كه با همكاري و همراهي سازمانهاي نظامي و امنيتي حاصل شد، سندي افتخارآميز بر عملكرد پدافندهوايي و گواهي بر ضرورت «اولويت نخست» بودن آن در شرايط كنوني است. در اين مقاله با بررسي كوتاه عملكرد پدافندهوايي در دستگيري شرور ريگي، سعي نويسنده در بيان اهميت «داشتن پدافندهوايي مطمئن و هوشيار» و تأثير‌گذاري آن در حفظ امنيت ملي (در ابعاد داخلي و خارجي) است.

شرور ريگي كيست؟

عبدالمالك ريگي، متولد سال 1358، در طايفه ريگي و دراستان سيستان و بلوچستان ايران بود كه به‌دليل شرارت زياد، قبل از رسيدن به مقطع تحصيلي دبيرستان از مدرسه اخراج شد. وي، پس از مدتي به پاكستان رفت و در يكي از مدارس- بر اساس شواهد متعلق به وهابيان- شروع به تحصيل علوم به اصطلاح ديني كرد ريگي، در اين مدارس كه مركز آموزش افراط‌گرايي اسلامي بود، به شدت تحت تأثير‌ انديشه‌هاي وهابيگري وضد شيعي قرار گرفت. از اين‌رو، پس ازخروج از اين مدرسه گروه تروريستي موسوم به «جندالله» را تشكيل داد. اين گروه تروريستي از سال 1384، به‌صورت رسمي شروع به فعاليت كرد؛ فجيع‌ترين جنايت اين گروه در 25 اسفند همان سال به وقوع پيوست؛ زماني كه طي آن تعداد 22 نفر از مردم بي‌گناه را كه در حال عبور از جاده زابل- زاهدان بودند، به گروگان گرفته و تعدادي از آنان را به شهادت رساند. 

 در جنايتي ديگر از اين تروريست كه در جاده بم به وقوع پيوست، وي و گروه همراهش سرنشينان يك خودرو را به صف كرده و به رگبار گلوله بستند و شرم‌آورتر آنكه فيلم اين جنايت را هم در استان‌هاي كرمان، سيستان و بلوچستان پخش كردند! جالب اينجاست كه باوجود اين جنايات، و جنايت‌هاي بعدي، صداي آمريكا (voa ) اقدام به گفت‌وگو با وي كرد و از وي به‌عنوان «دكترريگي» رهبر جنبش مقاومت ملي مردم ايران ياد كرد. اين مسئله نشاندهنده حمايت آشكار آمريكائيها از ريگي بود. اين حمايت، در ملاقاتهاي ريگي با مسئولان آمريكايي آشكارتر شد. اعترافات ريگي نشان‌دهندة عمق فاجعه در خصوص نحوة همكاري و حمايت رژيم صهيونيستي و آمريكا از وي در ارتكاب جنايات، عليه مردم ايران اسلامي است.

 

دستگيري ريگي

پس از ماهها تلاش گسترده نيروهاي اطلاعاتي، نظامي و امنيتي كشور، سرانجام عبدالمالك ريگي در تاريخ چهارم اسفند ماه 1388، طي يك عمليات پيچيده اطلاعاتي، امنيتي و نظامي دستگير شد. در اين عمليات، پدافندهوايي نقشي اساسي ايفاء كرد؛ بر همين اساس، بخش‌هايي از مراحل انجام عمليات دستگيري ريگي بيان خواهد شد. اين دستگيري، منجر به بروز موجي از شادي و اميد در ايران اسلامي به‌ويژه در  جنوب‌شرق كشور شد.

 

مراحل دستگيري ريگي

با توجه به اطلاعات ارسالي از سوي يكي از مأموران اطلاعاتي ايران در كشور امارات متحده عربي، مشخص شد كه ريگي به‌عنوان «مسافر»، قصد سفر به كشور قرقيزستان دارد و هواپيماي حامل وي، از فراز آسمان ايران عبور خواهد كرد. طرح فرود هواپيماي حامل ريگي با استفاده از توانمنديهاي شبكه فرماندهي و واپايش پدافندهوايي ارتش ايران اسلامي و بهره‌گيري از هواپيماهاي ويژه اسكرامبل2 و آلرت1 نيروي هوايي ارتش مورد توجه قرار گرفت. در واقع، سرعت عمل شبكه فرماندهي و واپايش پدافند هوايي در اين رخداد جالب توجه است.

در ساعت 22:00، پيامي از سويِ يكي از كاركنان وزارت اطلاعات ايران در امارات متحده عربي ارسال شد كه عبدالمالك ريگي با نام مستعار عبدالمجيد براي ملاقات و ديدار با ريچارد هالبروك نماينده ويژه اوباما در امور افغانستان كه در قرقيزستان به سر مي‌برد، در حال مسافرت از دبي به مقصد بيشكك است. وصول اين خبر، منجر به اين شد كه وزارتِ اطلاعات، خيلي زود فرماندة كل ارتش را ازطريق معاونت اطلاعاتي خود در جريان رهگيري هواپيماي مسافربري قرار دهد. اينگونه بود كه دستور اجراي عمليات فرود هواپيماي حامل ريگي، خطاب به قرارگاه پدافند هوايي خاتمالانبياء صلوات‌الله‌عليه صادر شد تا با استفاده از توان شبكه يكپارچه پدافندهوايي و بهرهگيري مناسب از هواپيماهاي آلرت و اسكرامبل نيروي هوايي، مأموريت موصوف انجام شود. فرماندهي كل ارتش و همچنين معاونت عملياتي ارتش بر روند اجراي عمليات نظارت داشتند. فرماندهان قرارگاه پدافندهوايي خاتمالانبياءصلوات‌الله‌عليه و نيروي هوايي با احضار مسئولان ستادي تحت امر، اهميت كار را براي فرماندهان و مسئولان يادآوري كردند. در اين مركز، عمليات پدافند هوايي(ADOC) قرارگاه پدافند هوايي خاتمالانبياء صلوات‌الله‌عليه، نقش محوري در واپايش عمليات ايفاء كرد. باوجود اينكه زماني كمتر از يك ساعت و نيم به برخاستن هواپيما (take off) باقي مانده بود، نقشه عمليات به سرعت طرح‌ريزي و وظايف هر كدام از قسمتها ابلاغ شد.

برابر روش و برنامة پروازي، هواپيماهايي كه از كشور امارات به سمت شرق پرواز مي‌كنند، ناچار به استفاده از دالان پروازي ايران و پرواز بر فراز آسمان ايران هستند. با توجه به اينكه در دالان‌هاي پروازي براي هر هواپيما چند نقطه تماس اجباري با رادار زميني درنظرگرفته شده، اولين نقطه تماس اجباري براي هواپيماهاي فوق، جنوب بندرعباس است. اين هواپيماها، در ادامه به ايستگاه ناوبري كرمان مي‌رسند و از مسير طبس، واقع در شمال‌شرق بجنورد كه نقطه خروجيِ تماس اجباري است، از مرز ايران خارج مي‌شوند. با توجه به هم‌زماني سه «آمد شد» با فاصله دو تا شش دقيقه به مقصد‌هاي «كيف»، «افغانستان» و «بيشكك» كه همگي مي‌بايست در اين دالان هوايي قرار ميگرفتند، تفكيك هواپيماهاي فوق، در مقايسه با شرايط عادي سختتر بود. تفكيك شدآمد، مي‌بايست توسط رادار زميني انجام ميشد. برنامهريزي‌هاي انجام شده، جهت فرود هواپيما، يكي از فرودگاه‌هاي كشور بود. گزينه‌هاي مختلفي از جمله تهران، كرمان، مشهد، اصفهان و بندرعباس مدنظر قرار داشت، ولي سرانجام پس از بحث و تبادل نظر بسيار، فرودگاه بين‌المللي بندرعباس به‌عنوان بهترين گزينه از سوي فرماندهان انتخاب شد. دربارة چرايي انتخاب فرودگاه بندرعباس، بايد به‌اين نكات اشاره كرد: «فرودگاه كرمان مراحل آماده‌سازي‌اش را در آن روزها سپري ميكرد و وضعيت مناسبي براي فرود هواپيماهاي پهن پيكر نداشت؛ ممكن بود خلبان هواپيماي مسافربري  بوئينگ 737، از نشستن در چنين فرودگاهي كه فاقد امكانات خوب و استاندارد يك فرودگاه بين‌المللي است- و در طرح پروازي‌اش هم هيچ اشاره‌اي به وجود چنين فرودگاهي نشده- خودداري كند كه در اين صورت، مسئولان پروازي و مراقبت‌هاي  هوايي مي‌بايست به خواست خلبان طبق قوانين هوانوردي «ايكائو» عمل ميكردند. فرودگاه مهرآباد تهران هم  به دليل بُعد مسافت، به محض آغاز عمليات رهگيري و ابلاغ اولين اخطار از سوي رادار و يا هواپيماي شكاري كه معمولاً در چنين شرايطي، در بسامد بين‌المللي محافظ مخابره مي‌شود (اين بسامد، براي ارسال پيام‌هاي اضطراري است و قابل دريافت در تمام هواپيماهاي درحال عبور و ايستگاه هاي زميني است) با عدم تمكين خلبان هواپيماي مسافربري براي فرود اجباري روبه‌رو شود كه در آن صورت، احتمال دخالت نيروهاي بيگانه مستقر در خليج فارس هم بعيد نبود. فرودگاه مشهد هم به علت بُعد مسافت، عملاً كنار گذاشته شد. سرانجام، تصميم نهايي گرفته شد: اين هواپيما در فرودگاه بندرعباس فرود آورده شود؛ به چند دليل: اول اينكه مسافت از دبي تا بندرعباس اندك بود و اين احتمال وجود داشت كه در صورت تعلل، خلبان متوجه وخامت اوضاع شود و شرايط اضطراري براي هواپيمايش اعلام كند و هواپيما را برگرداند و با كمك نيروهاي بيگانه و ناتو هواپيما را نجات دهند. دوم، در مجاورت فرودگاه بين‌المللي بندرعباس، پايگاه نهم شكاري و منطقه پدافندهوايي جنوب شرق- بندرعباس قرار دارد كه داراي توان عملياتي بسيار بالايي است. چندين هواپيماي در اصطلاح آلرت، شامل 3 فروند هواپيماي اف 4 با عناوين دنا الفا، دنا براوو و دنا چارلي در نظر گرفته شد كه در حالت انتظار1 روي خط پرواز آماده و منتظر باشند تا در صورت نياز و به دستور افسر كنترل شكاري مستقر در ايستگاه راداري، به موقع وارد عمل شوند. حتي پيش‌بيني شد كه اگر هواپيماي مسافربري بنا به‌دلايلي از مسير ديد هواپيماهاي اف 4 خارج شود، دو فروند هواپيماي اف 14 ديگر هم در ادامه، مسير عمليات رهگيري را انجام دهند. همه اين تصميم‌ها در همين زمان محدود برنامه‌ريزي شد. دو فروند هواپيما از نوع بويينگ 707 و747 هم به منظور انجام عمليات سوختگيري شبانه پيش‌بيني شد كه در نقاط مشخصي برفراز آسمان آماده باشند تا در صورت طولاني شدن عمليات رهگيري به محض اعلام نياز خلبانان شكاري رهگير و خلبانان هواپيماي اف-14 و دستور افسر كنترل شكاري مستقر در ايستگاه راداري آماده عمليات سوخت‌گيري شوند. آن شب، به‌تمام پايگاه‌هاي نيروي‌هوايي و مناطق پدافند هوايي قرارگاه پدافندهوايي خاتم‌الانبياء صلوات‌الله‌عليه آماده باش صد در صد داده شد»4.

در واقع، در اين عمليات نقش شبكه فرماندهي و واپايش هوشمند و هوشيار كه در لحظه بتواند تصميم‌گيري را به مرحله اجرا در بياورد، مشخص شد. مناطق پدافندهوايي جنوب شرق(بندرعباس)،مركزي(اصفهان) و شمال(تهران) همراه با مركز عمليات پدافند هوايي (ADOC) بيشترين نقش را ايفاء كردند.

پس از انجام موفقيت‌آميز عمليات فوق، سردارسرتيپ دوم پاسدار منصوريان، معاون وقت هماهنگ‌كننده قرارگاه پدافند هوايي خاتم‌الانبياء صلوات‌الله‌عليه نيز در سخناني، اين‌گونه از مأموريت خاص پدافندهوايي در دستگيري ريگي سخن گفت: «گرچه دستگيري آن شرور يك موفقيت ملي به حساب مي‌آيد، ولي نبايد در اين ميان از نقش محوري و اساسي پدافند هوايي در كشف، شناسايي و رهگيري هواپيماي حامل آن شرور به‌آساني گذشت، چرا كه اين متخصصان راداري پدافند بودند كه با هدايت هواپيماهاي خودي در دلِ تاريك شب و با آغاز تدابير فني و راهكنشي، هواپيماي حامل ريگي را بدون كمترين مشكل و آسيب، در فرودگاه موردنظر، مجبور به فرود كردند و اين يكي از موفقيت‌هاي بزرگ كشور بود كه به دست قهرمانان پدافندي رقم خورد.»

اين مقام مسئول در پدافند اظهار داشت: «موفقيت‌هاي پدافند در سال 1388، حاصل تلاش و زحمات همه رزمندگان در يگان‌هاي عملياتي و در ستادها است كه به‌نحو احسن به‌اجرا در آمد.»6

در خصوص فرايند دستگيري ريگي با مشاركت شبكه فرماندهي و واپايش پدافند هوايي، اظهارات فرمانده وقت ايستگاه رادار بندر عباس، با درنظر گرفتن موارد طبقه‌بندي شده، جالب توجه است؛ وي در اين خصوص مي‌گويد:

«سوم اسفند 1388، چند روزي بود كه هواي زمستاني بندر كمي گرم شده بود، به‌گونه‌اي كه حتي سامانه تهويه مركزي ايستگاه رادار بندرعباس كم آورده بود. فرمانده منطقه دستور تعويض لوله‌ها را دادند، رادار، غير عملياتي شد تا لوله‌هاي تهوية رادار تعويض شوند. لوله‌هاي سه اينچي تا ارتفاع بيش از20 متر رفت و برگشت. اين‌كار از صبح زود شروع شد و حدود ساعت هشت شب لوله كشي تمام شد. ولي تازه بايد هواگيري و آب‌گيري مي‌شد. همه را بسيج كردم و با هر ظرفي كه در دسترس داشتيم، آب را از پله‌هاي پرتعداد به بالا رسانديم تا تهويه راه افتاد و دماي هواي سامانه رادار به‌دماي مورد نظر رسيد. تازه نوبت روشن كردن و تنظيم رادار شد؛ اين كار هم تا حدود ساعت 10 طول كشيد. رادار را تحويل افسران عمليات دادم و خداحافظي كردم و  بعد از طي مسير 40 كيلومتري، ساعت 11 شب به خانه  رسيدم. شام را خوردم و آنقدر خسته بودم كه بلافاصله خوابم برد؛ بيشتر از ساعتي نگذشته بود كه با صداي زنگ تلفن از خواب پريدم؛ فرمانده گروه بود: «جناب... سريع افسر عمليات رو هم بردار برو بالا(ايستگاه رادار)».

با راننده ايستگاه تماس گرفتم تا بيايد دنبالم برويم ايستگاه رادار. مسير را كه حالا خلوت‌تر شده بود، با سرعت هرچه تمام طي كرديم. ساعت يك بامداد، داخل اتاق عمليات خبر خاصي نبود. فرمانده منطقة پدافند هوايي جنوب‌شرق(بندرعباس) ايستاده بود. از ايشان جوياي وضعيت شديم كه اطلاعات زيادي ندادند؛ فقط گفت يك فروند هواپيماي غير مجاز است كه گفته‌اند جلويش را بگيريم. (اعلام آمادگي كه از ADOC به افسر شيفت7 بندر عباس داده بودند، اين‌گونه بود كه احتمال داره چيزي را بدزدند و يا كاري كنند. هواپيمايي از دوبي به بيشكك مي‌آد. اين مسير مثل اينكه نظاميه، مجوز نداره، حواست باشه اگر يه موقع اومد بنشونيدش).

 ساعت 01:30 قبل ازپرواز مسافربري از دوبي، اسكرمبل داده شد، يك فروند اف-4 ، روي تنگه هرمز هدايت شد. فرمانده منطقه از پشت سامانه واپايش بلند شد تا با تلفن صحبت كند و من بي‌درنگ پشت سامانه نشستم.

ساعت 01:40 دوباره از فرمانده منطقه پرسيدم كه دستور چيست، اگر هواپيما غير مجاز است، اول بايد اخطار بدهيم. ايشان گفت نه نمي‌خواد.

 فرمانده منطقه پدافندهوايي جنوب‌شرق، بعد از صحبت با ADOC (مركز عمليات پدافند هوايي) گفت بايد رهگيريش كنيم و به افسر كنترلري كه پشت سامانه نشسته بود، اولين مسيري را كه از وروديِ، DARAX ظاهر شد، نشان داد و گفت: «همينه، شكاري رو ببر طرفش!».

 بعد از آن، دو مسير ديگر به فاصله چند دقيقه ظاهر شد. من بلافاصله از نفر مسئول  شناسايي پرسيدم كدام است كه وي گفت دومي است، نه اولي.  من كد IFF( كد شناسايي دوست از دشمن) مسير را سئوال كردم و بعد از بررسي تمام مسيرهاي نزديك در همان ورودي، نتيجه گرفتم كه پرواز دوم، ورودي از آن نقطه نشاني، همان مسير مورد نظر است. فرمانده منطقه همچنان اصرار داشت كه اولي است، ولي من به او اطمينان دادم كه دومي است.

دستور بر اين بود كه مسافربري متوجه رهگيري نشود و فعلاً تا تهران ادامه مسير دهد.

دومين اسكرمبل هم زده شد. تا كرمان، رادارمان مسير را مي‌ديد و بعد از آن، تماس با رهگير اول قطع شد و واپايش به رادار «گنو» واگذار شد.

از طريق ADOC، دستور دادند هواپيما را بازگردانده و در فرودگاه بندرعباس، مجبور به فرود كنيد.

 در مرحله اول، هواپيماي مسافربري  اطاعت نكرد. با تير اخطاري كه (براساس قوانين بين‌المللي به موازات مسير هواپيماي غير مجاز شليك مي‌شود) شليك شد، هم‌زمان به افسر شيفت گفتم به مركز واپايش شدآمد بگو كه به خلبان هواپيماي مورد نظر بگويد برگردد و در بندر عباس بنشيند و خودم هم روي شبكه گارد دستور بازگشت و فرود در بندرعباس را دادم. به شكاري‌ها هم فرمان دادم تا آسمان بندرعباس آن را پايش كنند. روي شبكه مركز واپايش شدآمد به‌گوش بودم كه خلبان مسافربري از آنها پرسيد: «مشكل ما چيست؟» به او پاسخ دادند: «شما مشكل نظامي داريد».

 بر فراز بندرعباس به پرواز مذكور، فرمان كاهش ارتفاع دادم و  به دو شكاري فرمان دادم تا موقع نشستن آن را پايش كنند.

بعد از اينكه اعلام كردند هواپيماي مورد نظر فرودآمده و توقف كامل كرده، تحت نظر نيروهاي امنيتي قرار گرفت. شكاري‌ها هم  در فرودگاه بندر عباس به زمين نشستند.

 اكنون ساعت 03:30 صبح بود و هنوز از ماجراي اصلي بي‌خبر بوديم تا اينكه در اخبار صبح، وقتي در دفتر ايستگاه مشغول تهيه گزارش عمليات بودم، از تلويزيون خبر دستگيري شرور ريگي با تلاش سربازان گمنام امام زمان را شنيدم. به‌عنوان يك پدافندي خوشحال بودم كه پدافند هوايي نقش اصلي را در فرايند به‌زمين نشاندن هواپيماي حامل ريگي داشت».

 

سورنا قاسمي

 

 

منابع:

- پوشه صوتي گفت‌و‌گو با فرمانده وقت گروه پدافند هوايي بندرعباس، درباره نقش پدافند هوايي در دستگيري ريگي.

- پوشه صوتي گفت‌وگو با فرمانده وقت ايستگاه رادار بندرعباس درباره نقش پدافند هوايي در دستگيري ريگي.

- جهان‌فر، رضا. (1391). اولويت اول، نشر آجا: تهران.

- قاضي ميرسعيد، سيد حكمت. (1391). در چنگال عقاب،‌ انتشارات مكعب: تهران.

- روزنامه جام جم، شماره‌اي پنجم تا دوازدهم اسفند 1388.

- www.oldpilot.ir

پي‌نوشت‌ها:

1- Scramble

2- Alert

3- Stand By

4- مصاحبه سيد حكمت قاضي ميرسعيد با خبرگزاري مهر در خصوص انتشار كتاب در چنگال عقاب

5- همان.

6- همان

7- Shift

 

 
امتیاز دهی
 
 


تعداد بازديد اين صفحه: 2243