ویژه نامه الکترونیکی آزادسازی خرمشهر
خرمشهر در گذر تاريخ

 

 

در محل تلاقي رود كارون به اروندرود ، يعني در نزديكي خرمشهر كنوني، شهر كهني به نام؛ بيان؛ وجود داشته است كه تا سده چهارم هـ. قـ نيز آثاري از آن بر جاي مانده بود. اين شهر پيش از اسلام؛ بارما؛ ناميده مي شده است و به گفته ابوزيد بلخي؛ در زمان خلافت عمر تبديل به بيان شده است پس از ويراني شهر بيان  در نزديك ويرانه هاي آن – يعني در جايي كه با جدا شدن كانال؛ عضدي؛ در بهمنشير ؛ قسمت شمال شرقي آبادان پديد آمده باشد و اكنون نيز به نام محرزي معروف است و جزو حومه خرمشهر محسوب مي شود شهر كوچكي به نام محرزه يا محرزي بنا گرديد كه پس از شهر بيان ، ساليان متمادي بندرگاه كشتي هاي بازرگاني و پايگاه داد و ستد و مبادله كالا بود . خرمشهر از ديدگاه تاريخ نگاران ، بازمانده شهر بيان و محرزه يا محرزي و آخرين مولود پيوستگاه كارون و اروندرود است . عيلاميان ؛ در محلي كه كارون به خليج فارس مي ريخت ، شهري به نام ناژيتو بنا كرده بودند كه دروازه كارون را پاسداري كند . پس از آن هخامنشيان در نزديكي كارون آبادي ديگري به نام آگنيس بنا نهادند . پس از ناژيتو و آگنيس نوبت پاسداري اين شهر مهم كه با گذشت زمان به مرور تا محل خرمشهر كنوني پيش آمده بود ، به شهر بيان و محرزه رسيد .

در هر حال ، روزگار شهرهاي ناژيتو ، اگنيس ، بيان و محرزي يكي پس از ديگري به سر رسيد و ساليان بعد گروهي از سپاه بابك خرمدين كه به خاطر لباسهاي سرخ رنگشان به سرخ جامگان معروف بودند در اين سرزمين زندگي مي كردند كه عربهاي مهاجر به آنها به خاطر لباسهاي سرخشان لقب محمره دادند و اين اسم در ميان اعراب ماندگار شد ، سرزمين بارما پس از ناژيتو و آگنيس نامهاي محرزي و محمره به خود گرفت سرانجام در سال ۱۳۱۴ هـ . ش ـ فرهنگستان ايران نام اين شهر را ، از محمره به خرمشهر يا شهر خرم يا خرمدينيان ( سپاه بابك خرمدين ) تبديل كرد .

تهاجم عثمانيان

همزمان با لشكر كشي محمد شاه قاجار به هرات ، در ۲۳ رجب ۱۲۵۴ هـ ق، عليرضا پاشا سردار عثماني، با سپاهي بزرگ به خرمشهر حمله كرد. در اين تاخت و تاز خرمشهر ويران شد و سپاهيان عثماني مردم را كشتند، خانه ها را سوزاندند و ويران كردند . به گفته ؛ ابراهيم دهگان ؛ اين لشكركشي نابهنگام با دخالت خارجي دول باختري ( اروپا ) سرچشمه گرفته و دست سرنشينان قصر ؛ باكينگهام ؛ در آن دخالت داشته است.

با ادامه تاخت وتاز عثمانيها به مرزهاي ايران ، امير كبير با استفاده از جوانان غيور منطقه ، گارد مرزي نيرومندي در خرمشهر پديد آورد و فرماندهي آنرا به محمد خان، پسر حاج جابر خان سپرد. حاج جابر خان، حاكم خرمشهر در چهارم رجب ۱۲۶۶ هـ ق پرچم ايران را بر فراز خرمشهر برافراشت و به پاداش اين كاراز سوي امير كبير به لقب ؛خاني ؛ مفتخر شد.

خوزستان از دو قرن قبل به دليل اهميت فوق العاده سوق الجيشي، مورد تاخت و تاز استعمارگران قرار گرفته و تا كنون چندين بار به اشغال قواي بيگانه درآمده است. امپراطوري عثماني در سال ۱۸۵۷ ميلادي، انگيسيها در سال ۱۸۸۳ ميلادي و ارتش متجاوز عراق در سال ۱۳۵۹ هـ ش، خرمشهر را اشغال كردند.

خرمشهر اين شهر آباد و خرم و زيبا، در سال ۱۳۵۹ هـ ش مورد تاخت و تاز سربازان بعثي عراق قرار گرفت و سرانجام پس ار ۳۴ روز مقاومت دليرانه رزمندگان و مردم دلاور و شهيد پرور خرمشهر، روز چهارم آبان سال ۱۳۵۹ هـ ش به اشغال سربازان ارتش بعث عراق درآمد و به مدت ۲۰ ماه در اشغال آنان بود.

ساعت ۲۲:۴۵ دقيقه يكشنبه، نوزدهم ارديبهشت ماه ۱۳۶۱ هـ ش، با آغاز عمليات بيت المقدس، با رمز؛ يا علي ابن ابيطالب؛ ( ع ) حمله رزمندگان براي محاصره خرمشر و با هدف آزاد سازي آن آغاز شد و رزمندگان سلحشور ايران با نزديك شدن به شهر و تصرف ناحيه مرزي شلمچه، خود را براي حمله نهايي آماده ساختند.

سپاه پيروز ايران اسلامي، بر خلاف انتظار و پيش بيني هاي تحليلگران نظامي غرب و شرق و مستشاران نظامي خارجي بغداد، با عبور رود كارون وارد خرمشهر نشد و يا جبهه شمالي شهر را انتخاب نكرد. ايران دشوارترين كار، يعني ورود از غرب و جاده شلمچه به شهر را سازمان داد و دفاع عراق در شهري كه به خاطر اشغالش ۳۵ روز تمام با تجهيزات و قوا جنگيده و در طول جنگ در آن، بيش از هفت هزار كشته داده بود، تنها چند ساعت به درازا كشيد و خرمشهر پس ار ۵۷۵ روز جدايي و تحمل سنگين اشغالگران در سوم خرداد ۱۳۶۱ به ايران بازگشت.

آمارها نشان مي دهد كه در نيمه اول سال 1358، 31 شهيد، در نيمه دوم 58، 11 شهيد و در نيمه اول سال 1359(قبل از آغاز جنگ) 32 شهيد حاصل درگيري گروه هاي ضدانقلاب در خرمشهر بود

اما آخرين اشغال خرمشهر(1359 هـ.ش) نه به سادگي آغاز و نه به سادگي خاتمه يافت. در اين رويارويي، در مقابل هجوم وحشيانه دشمن سراپا مجهز به انواع سلاح هاي سبك و سنگين، جواناني با حداقل تجهيزات جنگي به مقابله برخاستند. حماسه اين رشيد مردان كه نه تنها براي حفظ مرز و بوم كه براي حفظ صيانت اسلام و انقلاب اسلامي نوپاي كشور، به پا خاسته بودند، چنان بود كه هرگز مادر دهر در پيشينه اين مرز و بوم به چشم نديده بود. دفاع سرسختانه غيور مرداني كه با سلاحي اندك در برابر هجوم زميني و هوائي انبوهي از لشكريان مجهز به انواع جنگ افزارها و حمايت هاي بي دريغ مادي و معنوي كشورهاي عربي، اروپايي و آمريكايي پايداري كردند، جزئي از تاريخ نه تنها اين كشور كه به عنوان برگي درخشان از درس اخلاق و ايثار جهانيان شد.

 

• خرمشهر و ويژگي هاي آن

در سال 1227 ه.ق(1812 م) حاج يوسف پدر جابر خان(رئيس خاندان كعب) خرمشهر را بصورت قريه كوچكي بنا نهاد كه به مرور زمان با توجه به رودهاي كارون و اروند، به بندري معتبر تبديل شد. فاصله آن تا بصره 24 كيلومتر، تا آبادان 10، اهواز 120 و تا ساحل خليج فارس 96 كيلومتر است. نژاد مردم خرمشهر آريائي و سامي و مذهب آنان شيعه اثني عشري است و به دو زبان فارسي و عربي گويش دارند.

در سال 1318 ه.ش، اولين اسكله تجاري بزرگ افتتاح گرديد كه در جريان جنگ جهاني دوم نيز شش اسكله به آن اضافه شد. در حال حاضر طول اسكله بندر خرمشهر به 1500 متر و تعداد ايستگاه هاي پهلوگيري به 9 اسكله رسيده است. بندر خرمشهر بدليل موقعيت ممتاز جغرافيايي و ارتباط با درياي آزاد، ثروت عظيمي در خود نهفته دارد كه مي تواند به شدت مورد توجه كشورهاي بيگانه و استعمارگر قرارگيرد.

قبل از جنگ، اساس اقتصاد خرمشهر بر كشاورزي، دامداري، ماهي گيري، صنايع دستي و بازرگاني استوار بود. خرما عمده ترين محصول كشاورزي و ساليانه بالغ بر 55 هزار تن است. پس از خرما، ماهي دومين محصول اقتصادي ونيز كالاي صاداراتي خرمشهر است. مطابق آمار سال 1365، جمعيت شهرستان خرمشهر بالغ بر 2598 نفر بوده كه 1328 نفر مذكر و مابقي مؤنث بوده اند.

 

• بحران‌هاي بعد از پيروزي انقلاب تا قبل از آغاز جنگ

قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، دو گرايش عمده مذهبي و قومي در خرمشهر عليه نظام طاغوت فعاليت داشت. گرايش قومي به دليل اتكاي صرف بر انگيزه هاي قومي و تأكيد بر عربيت و وابستگي به كشورهاي عربي(بخصوص عراق) صرفاً نظاره گر مبارزات ضد رژيم بوده و در مقابل آن، جريان مذهبي ـ انقلابي با تأكيد بر اسلاميت و نه قوميت، نقش كليدي و تعيين كننده اي در جريان پيروزي انقلاب داشت.

پس از سقوط رژيم سلطنتي، گروه هاي مختلف عقب مانده از انقلاب، مخالفان انقلاب و جاسوسان عرب با انگيزه قوميت گرائي، گروهي به نام" گروه خلق عرب" با شاخه هاي مختلف تشكيل دادند كه تمام تلاش خود را بر برانگيختن تعصب قومي، گسترش روحيه ناسيوناليسم عربي، جداسازي عرب از غير عرب و به تدريج مواضع ضد انقلابي علني تر معطوف ساخت.

در تاريخ 26/6/1359، صدام حسين در نطقي در مجلس اين كشور اعلام كرد كه قراداد 1975 الجزاير ملغي است و تمام حقوق تصرف شده، بايد بطور كامل به حاكميت عراق اعاده شود

پس از چندي، فعاليت " گروه خلق عرب" به اقدامات مسلحانه تبديل شد و به تدريج گسترش يافت تا آنجاكه به درگيري با جوانان مسلمان و شهادت مردم، انفجار، آتش سوزي و حتي اشغال مراكز اداري شهر كشيده شد. آمارها نشان مي دهد كه در نيمه اول سال 1358، 31 شهيد، در نيمه دوم 58، 11 شهيد و در نيمه اول سال 1359(قبل از آغاز جنگ) 32 شهيد حاصل درگيري گروه هاي ضدانقلاب در خرمشهر بود. همچنين آمارها حاكي از آن است كه حملات مكرر به دفاتر نمايندگي روزنامه هاي اطلاعات و كيهان، ساختمان كانون فرهنگي نظامي جوانان مسلمان خرمشهر، شهرباني، فرمانداري، ژاندارمري، دادگستري، اداره كل بنادر و كشتي راني، انفجار بمب در بازار، اماكن اداري و... و نيز در درگيري مسلحانه با مأمورين مرزي، ژاندارمري و گمرك توسط اعضاي اين گروه صورت گرفته بود. هرچند كه با به ستوه آمدن مردم مسلمان شهر از اقدامات ايذائي اين گروه هاي ضدانقلاب در تاريخ 23/4/1358، با هجومي مردمي به مراكز استقرار" گروه  خلق عرب"، عده اي از عناصر ضدانقلاب را دستگير و مابقي را متواري كردند كه بدين ترتيب دوران حضور و فعاليت هاي علني ضدانقلاب وابسته به عراق و سلطنت طلبان در خوزستان پايان يافت. اما اقدامات ايذائي اعضاي اين گروه كه بطور مستقيم از سوي رژيم عراق حمايت مي شد، ادامه يافت.

 

• در آستانه جنگ

پس از فروپاشي گروهك خلق عرب در خرمشهر، حكومت عراق همچنان به توطئه هاي خود در خوزستان ادامه داد.در ادامه اين روند علاوه بر اقداماتي نظير انفجار و خرابكاري كه توسط عمال وابسته ضد انقلاب انجام مي شد، تحركات مرزي عراق از قبيل احداث استحكامات، شناسائي، نقل و انتقلال و تجمع نيرو، حركات ايذائي آزمايشي و تخريبي و... به تدريج افزايش مي يافت.

 اين تحركات و تجاوزات زميني و هوائي و فعاليت هاي مهندسي ارتش عراق از اول شهريور 1359 شدت گرفت و در تاريخ 26/6/1359، صدام حسين در نطقي در مجلس اين كشور اعلام كرد كه قراداد 1975 الجزاير ملغي است و تمام حقوق تصرف شده، بايد بطور كامل به حاكميت عراق اعاده شود. پس از اين نطق، حملات و تجاوزات عراق در مرزها شدت بيشتري گرفت كه منجر به شهادت، مجروحيت و اسارت 58 نفر از ساكنان خرمشهر گرديد. اين آغازي بر هشت سال دفاع مقدس بود.

 

• آغاز جنگ

در خيال خرمشهر كه كنار كارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره اي نبود. نخلستان‌هايش صداي چرخ هاي تانك را تا آن روز نشنيده بودند، تا شهريور ماه 59 كه خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهاي تاريك و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر ،شهرنخل هاي سوخته ، شهرنخل هاي بي سر...

 

بعد از ظهر 31 شهريور 1359 خرمشهر زير آتش سنگين ارتش عراق قرار گرفت. عليرغم غافلگيري و حمله برق آساي دشمن و انبوهي از آتش، بمب، مجروح و كشته، مردم بخصوص جوانان روي به مسجد جامع و ديگر پايگاه ها آوردند تا براي مقاومت سامان دهي شوند. اين جنگ نابرابر 34 روز طول كشيد. نيروهاي مهاجم مجهز به توپخانه، تانك، خمپاره انداز، مسلسل‌هاي سنگين و قواي زرهي و مقاومين با تفنگ ژـ3، ام ـ 1، بطري آتش زا و چند آرپي جي7 در مقابل اين هجوم وحشيانه مقاومت مي كردند. 34 روز مقاومت، بسياري از مدافعان را به كام شهادت كشاند، ولي دشمن را در دستيابي سريع به اهدافش و اشغال سه روزه خوزستان ناكام گذاشت. خرمشهر، خونين شهر شد و به دست دشمن افتاد.

شايد تا آنروز كمتر كسي از واژه هاي شهيد و شهادت استفاده مي كرد. براي بسياري شهيد فقط حسين(ع) بود و شهادت مكتب سرخ او. شهيد فقط در صدر اسلام بود و در تاريخ سرخ معصومين(ع). اما پس از آن همه دانستند كه شهادت مرگ سرخ و مقدسي است كه انسان آزاده با شناخت آن را انتخاب مي كند. همانگونه كه صوفيان كشته الهي را" شهيد" گويند و مقام او را شهادت خوانند. ايرانيان دانستند كه هرگاه خداوند محبوب خود را به شمشير شوق در وصال كشد، او را بر بساط جمال فكند كه او زنده به حيات خداست و پس از كشف خدا، فاني نمي شود. او كسي است كه به غمزه كبريائي حق كشته مي شود و شهداي ما اينگونه بودند. شهدائي از بطن انقلاب. آنان كه هيچ نداشتند و زندگيشان مشحون و آكنده از ظلم شاهان بود. و آنان هيچ نمي خواستند، نه مالي و نه مقامي كه چه زيبا گفت شهيد مظلوم بهشتي كه" ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت". قران مجيد مي‌فرمايد:" به كسي كه در راه خدا كشته شده و به فيض شهادت نائل گرديده، مرده نگويد و نپنداريد كه مرده است بلكه او زنده ابدي است و به حيات جاودان و سراسر زندگاني نائل گشته و شما اين حقيقت را نخواهيد دريافت"(س بقره، آيه 154).

در نهايت مرحله چهارم عمليات در اول خردادماه 61 آغاز و پس از درگيري شديد و محاصره بي امان دشمن، روز سوم خرداد ماه 61 انبوه نيروهاي دشمن از مقاومت دست برداشته و با شعارهاي" الموت لصدام" و" دخيل الخميني" تسليم نيروهاي ايراني شدند.

 

• آزاد سازي خرمشهر

" فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله‌هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد."(از بيانات رهبر كبير انقلاب اسلامي, امام خميني«قدس سره»)

مدتي پس از اشغال خرمشهر، عمليات متعدد در جهت آزاد سازي خرمشهر، شكست حصر آبادان، آزاد سازي بستان و منطقه غرب شوش و دزفول صورت گرفت كه مي‌توان به عمليات" نصر"،" توكل"،" ثامن الائمه"،" طريق القدس" و" فتح المبين" اشاره كرد كه عليرغم دستاوردهاي مهم، همچنان خرمشهر در اسارت بود. در نهايت عمليات بيت المقدس با قرائت رمز مبارك" يا علي بن ابيطالب(ع)" در ساعات اوليه بامداد 10 ارديبهشت ماه61 با هدف آزاد سازي خرمشهر آغاز شد. اين عمليات در چهار مرحله انجام پذيرفت. در مرحله اول اين عمليات، منطقه" سر پل" به مساحت 800 كيلومتر تصرف شد. در مرحله دوم كه در 16 ارديبهشت 61 صورت گرفت، نيروهاي ايراني در شمال خرمشهر مستقر شده، جاده اهواز ـ خرمشهر و نيز مناطق ديگري را آزاد كردند. مرحله سوم عمليات در 19 ارديبهشت 61 آغاز و تلفات و خسارات سنگيني به دشمن وارد ساخت و نيروهاي خودي در دروازه هاي شهر مستقر شدند. در نهايت مرحله چهارم عمليات در اول خردادماه 61 آغاز و پس از درگيري شديد و محاصره بي امان دشمن، روز سوم خرداد ماه 61 انبوه نيروهاي دشمن از مقاومت دست برداشته و با شعارهاي" الموت لصدام" و" دخيل الخميني" تسليم نيروهاي ايراني شدند.

بدين ترتيب خرمشهر پس از 34 روز مقاومت در برابر دشمن كه در تاريخ 4/8/59 اشغال شده بود، پس از 575 روز و طي 25 روز عمليات در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد 61 آزاد شد. آمارها نشان مي‌دهد كه تعداد كل شهداي عمليات بيت المقدس(25 روز عمليات طي چهار مرحله) به 5553 بالغ مي‌شود كه از اين ميان 1086 نفر نيروي ارتش و مابقي از نيروهاي سپاه پاسداران و بسيجيان بودند. گفتني است كه تعداد مجروحين اين عمليات به بيش از هفده هزار نفر بالغ مي‌شود. همچنين مطابق آمار تعداد تلفات دشمن بصورت كشته و زخمي 16 هزار و و اسير 19 هزار نفر بوده است. فتح خرمشهر در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده‌اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را بازيافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه‌آفرين صحنه‌هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه‌اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي‌داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت،‌ اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.

" رخصت(نبرد با دشمنان) به رزمندگان(اسلام) داده شد؛ چراكه آنان از(ناحيه) دشمن سخت مورد ستم واقع شدند و خداوند بر ياري آنان قادر است . همان مؤمناني كه بنا حق از خانه و كاشانه خويش آواره شدند(و هيچ جرمي نداشتند) جز آنكه مي گفتند: پروردگار ما خداي يكتاست. و اگر خداوند(رخصت به دفاع ندهد و) دفع شرارت بعضي مردمان را(به واسطه) بعضي ديگر نكند، همانا صومعه، ديرها، كنيسه ها و مساجدي كه در آن نماز و ذكر خدا بسيار مي شود، جملگي خراب و ويران مي شد و هركه خدا را ياري دهد، البته خدا نيز او را ياري خواهد داد. همانا خدا را منتهاي اقتدار و توانائي است"(قرآن مجيد. س حج، آ يه 40-39)

 
امتیاز دهی
 
 



تعداد بازديد زيرپورتال
اين زيرپورتال امروز
تعداد بازديد اين صفحه: 2591
خانه | بازگشت |
Guest (Ajguest)


Powered By Sigma ITID.