جمعه 29 تير 1397  
اخبار
مسابقه پیامکی «آیات نور»


جزء 24   فصلت 19-21

وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ (19) حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (20) وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (21) و [ياد كن‏] روزى را كه دشمنان خدا به سوى آتش گردآورده و بازداشت مى‏شوند.  تا چون بدان رسند، گوششان و ديدگانشان و پوستشان به آنچه مى‏كرده‏اند، بر ضدّشان گواهى دهند. و به پوست [بدنِ‏] خود مى‏گويند: «چرا بر ضدّ ما شهادت داديد؟» مى‏گويند: «همان خدايى كه هر چيزى را به زبان درآورده ما را گويا گردانيده است، و او نخستين بار شما را آفريد و به سوى او برگردانيده مى‏شويد.»

پيام‏ها:

1- بازگويى صحنه‏هاى قيامت، عامل انذار و تربيت است. «وَ يَوْمَ ...»

2- كسانى به سوى دوزخ روانه مى‏شوند كه دشمنى آنان با خدا و دين ثابت شده باشد. «يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ»

3- دوزخيان از پراكنده شدن و فرار در مسير حركت به طرف دوزخ بازداشته مى‏شوند. «يُوزَعُونَ»

4- اعضاى بدن از عملكرد انسان آگاهند و علیه انسان شهادت می دهند. زيرا تا آگاه نباشند نمى‏توانند در قيامت گواهى دهند. «شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ ..»

5- معاد جسمانى است. «سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ»

6- قيامت صحنه‏ جدال و ستيزِ انسان با خود است. «وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ»

7- شايد رسوايى گناهانى كه انسان با پوست بدن انجام داده نسبت به سایر اعضاء بيشتر است. «وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ»

8- گواهى اعضاى بدن در قيامت، همواره عليه انسان است و هرگز به نفع انسان نيست. «لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا»

9- گواهى دادن و نطق اعضاء، نشانه‏ علم اعضاى انسان به عملكرد او قدرت خدا در به سخن در آوردن اعضاء است. «أَنْطَقَنَا اللَّهُ»

10- آن كه قدرت آفريدن دارد، قدرت به سخن در آوردن نيز دارد. «أَنْطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ»

 

براساس تفسیر یاد شده، عامل انذار و تربيت انسان کدام گزینه است؟

الف) بازگويى صحنه‏هاى قيامت                 ب) توجه به قدرت آفرينش خداوند

ج) توجه به معاد جسمانى

--------------------------------------------------------------------------------------

جزء 23  یس 77-79

أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصيمٌ مُبينٌ (77) وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَميمٌ (78) قُلْ يُحْييهَا الَّذي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَليمٌ (79) مگر آدمى ندانسته كه ما او را از نطفه‏اى آفريده‏ايم پس بناگاه وى ستيزه‏جويى آشكار شده است و براى ما مَثَلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد؛ گفت: «چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است زندگى مى‏بخشد؟ بگو: «همان كسى كه نخستين‏بار آن را پديد آورد و اوست كه به هر [گونه‏] آفرينشى داناست.

پيام‏ها:

1- اگر انسان به ياد ضعف و حقارت خود باشد، هرگز گردنكشى نمى‏كند. «أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ»

2- توجّه به آفرينش انسان از نطفه، ايمان به معاد را در دل انسان تقويت مى‏كند. «مِنْ نُطْفَةٍ»

3- ستيزه‏جوئى انسان با خدا، دور از انتظار و شگفت آور است. «فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ»

4- نقل و بيان افكار باطل براى پاسخگوئى به آن مانعى ندارد. «ضَرَبَ لَنا مَثَلًا»

5- آزادى در اسلام به قدرى است كه منكران خدا و معاد با كمال شهامت در برابر رهبر مسلمانان با صراحت حرف خود را مى‏زنند. «مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ»

6- سؤال مانعى ندارد آنچه ناپسند است انگيزه‏هاى لجوجانه و مغرورانه است. سوال کلید فهم است «مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ»

7- ريشه‏ بعضى از اشكالات عقيدتى، مقايسه ميان قدرت انسان با خداوند است. «مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ»

8- معاد به دو چيز نياز دارد: يكى قدرتِ خدا در آفريدن دوباره انسان‏ها و ديگرى علم او به عملكرد او. اين آيه به هر دو اشاره مى‏كند؛ «أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ» نشانه‏ قدرت او و «هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ» نشانه‏ علم اوست.

 

1- براساس تفسیر یاد شده، کدام گزینه از راه های از بین بردن طغیان و گردنكشى می باشد؟

الف) ياد ضعف و حقارت خود            ب) مقایسه میان قدرت خود و خدا              ج) یاد قیامت

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 22  فاطر 32

ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبيرُ (32) سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه برگزيده بوديم، به ميراث داديم؛ پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ايشان ميانه‏رو و برخى از آنان در كارهاى نيك به فرمان خدا پيشگامند؛ و اين خود توفيق بزرگ است.

پيام‏ها:

1- قرآن، به تنهايى كافى نيست، بلکه حامى و مجرى لازم دارد. «أَوْرَثْنَا الْكِتابَ»

2- دليل محروم شدن برخی، از انوار قرآن، خود ما هستيم. «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ- وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ»

3- شرط دريافت ميراث قرآن، سبقت در همه‏ كارهاى خير است نه انجام بعضى. به کم قانع نباشیم «بِالْخَيْراتِ»

4- انتخاب خداوند، حكيمانه است. كسانى وارث علومِ قرآن می شوند كه در خيرات سبقت گيرند. «سابِقٌ بِالْخَيْراتِ»

5- ظلم، از سوى خود انسان است، «ظالِمٌ لِنَفْسِهِ» ولى توفيق سبقت در خوبى‏ها، به اذن خداست. «سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ» همه خوبی ها از خدا و همه بدی ها از خودکان است.

6- ميراث‏بری از قرآن، فضل بزرگ الهى به بندگان خود است. «ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ»

 

براساس تفسیر یاد شده، شرط دريافت ميراث قرآن، کدام گزینه است؟

الف) دوری از ظلم و ستم     ب) عمل به قران                 ج) سبقت در كارهاى خير                        

-----------------------------------------------------------------------------------------

جزء 21  لقمان 16

«يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ في‏ صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطيفٌ خَبيرٌ» پسرم، اگر عملِ تو هموزن دانه خَردلى و در تخته‏سنگى يا در آسمانها يا در زمين باشد، خدا آنرا مى‏آورد، كه خدا بس دقيق و آگاه است.

پيام‏ها:

1- توجّه دادن فرزند به علم و قدرت الهى، نشانه‏ حكمت است. «آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ ... يا بُنَيَّ ...»

2- در موعظه، براى هر توصيه‏اى نام مخاطب را تكرار كنيم.

3- ايمان انسان به حضور عملش در قيامت، از مهمترین اصلاح نفس اوست. «إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ ... يَأْتِ بِهَا اللَّهُ‏»

4- در يك ارزيابى و نظارت كامل، بايد كوچك‏ترين كارها نيز مورد توجّه قرار گيرد. «مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ»

5- كوچكى، «خَرْدَلٍ» سفتى و سختی عمل، «صَخْرَةٍ» دورى و ناپيدايى، «السَّماواتِ، الْأَرْضِ»، در علم الهى و قدرت احضار عمل اثرى ندارد. «يَأْتِ بِهَا اللَّهُ»

6- خداوند به همه چيز آگاه و بر همه چيز تواناست. «يَأْتِ بِهَا اللَّهُ ... لَطِيفٌ خَبِيرٌ»

7- اعمال انسان، در اين جهان هرگز از بين نمى‏رود. «يَأْتِ بِهَا اللَّهُ»

8- حسابرسى خداوند دقيق است، زيرا او لطيف است. «لَطِيفٌ خَبِيرٌ»

 

کدام گزینه از موارد اصلاح نفس انسان بشمار می آید؟

الف) ايمان به حضور عمل در قيامت            ب) اعتقاد به علم خداوند               ج) هر دو گزینه

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 20  قصص 5

«إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيي‏ نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدينَ» (قصص:4) فرعون در سرزمين مصر سر برافراشت و مردمِ آنرا طبقه طبقه ساخت؛ طبقه‏اى از آنان را زبون مى‏داشت: پسرانشان را سر مى‏بريد، و زنانشان را زنده بر جاى مى‏گذاشت، كه وى از فسادكاران بود.

پيام‏ها:

1- شناخت اوضاع و احوال جوامع در هنگام ظهور و بعثت پيامبران، و رهبران الهی امرى لازم بود. «إِنَّ فِرْعَوْنَ ...«

2- در شناخت نظام‏ها، اشخاص مهم نيستند، بلكه عملكردها اهميّت دارند. «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ»  

3- تكبّر و گردنكشى، زمينه‏ فساد و گناه است. «عَلا فِي الْأَرْضِ ... يَسْتَضْعِفُ ... يُذَبِّحُ ...»

4- تفرقه اندازى، بارزترين اهرم سلطه مستكبران بر مردم است تا وقتى مردم اتّحاد و همبستگى داشته باشند، طاغوت‏ها قدرتى ندارند و نمى‏توانند كارى از پيش ببرند. «جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً»

5- تفرقه، مقدّمه‏ ذلّت‏پذيرى است. ابتدا مردم گروه‏گروه و متفرّق مى‏شوند سپس به استضعاف كشيده مى‏شوند. «شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ»

6- اعمال خلاف كارگزاران، به پاى حاكم نيز حساب مى‏شود. در اين آيات تمام جنايات ياران فرعون، به شخص او نيز نسبت داده شد. «جَعَلَ، يَسْتَضْعِفُ، يُذَبِّحُ»

7- خداوند، مسأله تفرقه افكنى را قبل از قتل و كشتار ذكر فرموده است. شايد به خاطر آن است كه تفرقه زمينه‏ كشتن و يا مهم‏تر از كشتن است. «شِيَعاً ... يُذَبِّحُ‏»

8- سياست‏گذار و دستوردهنده نيز عامل و فاعل جرم شناخته مى‏شود. «إِنَّ فِرْعَوْنَ ... يَسْتَضْعِفُ، يُذَبِّحُ، يَسْتَحْيِي‏»

9- تفرقه افكنان مفسدند آرى هر جامعه كه حاكمش متكبّر، مردمش متفرّق، نيروهاى فعّالش مورد تهديد و منافعش در كام طبقه مرفّه باشد، جامعه‏اى فرعونى و طاغوتى است. «كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ»

 

کدام گزینه از راه های سلطه مستكبران بر جوامع بشری است؟

الف) تفرقه اندازى               ب) تكبّر و گردنكشى                     ج) هر دو گزینه

 ------------------------------------------------------------------------------------------
جزء 19  
فرقان، آيه 63

وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً «63» و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين بى‏تكبّر راه مى‏روند، و هرگاه جاهلان آنان را طرف خطاب قرار دهند (و سخنان نابخردانه گويند) با ملايمت (و سلامت نفس) پاسخ دهند.

پيام‏ها:

1- بالاترين مدال براى انسان، مدال بندگى خداست. «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ» زيرا انتساب به بى‏نهايت، انسان را بالا مى‏برد.

2- رفتار هر كس، نشان دهنده‏ شخصيّت اوست. «عِبادُ الرَّحْمنِ ... يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً»

3- اسلام، دين جامعى است كه حتّى براى چگونه راه رفتن برنامه دارد. «يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً»

4- ايمان و اعتقاد انسان، در رفتار شخصى او مؤثّر و تعیین کننده است. «عِبادُ الرَّحْمنِ ... يَمْشُونَ»‏

5- تواضع، ثمره‏ بندگى و نخستين نشانه‏ بندگی خداست. «هَوْناً»

6- سرچشمه‏ مدارا و نرمخويى بندگان خدا، ايمان است، نه ترس و ضعف آنان. «عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ ...»

7- وقار و نرمى از روشن ترين صفات مؤمن است. «يَمْشُونَ ... هَوْناً»

8- تواضع نسبت به همه‏ مردم لازم است. (نسبت به زن و مرد، كوچك وبزرگ، دانا و نادان). «يَمْشُونَ ... هَوْناً ... قالُوا سَلاماً»

9- با افراد جاهلان نباید مقابله به مثل نكنيد. «إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»

10- مُدارا کردن و حلم و حوصله به خرج دادن، از صفات بارز مؤمنان است. «قالُوا سَلاماً»

11- تواضع بايد هم در عمل باشد، «يَمْشُونَ ... هَوْناً» هم در كلام، «قالُوا سَلاماً»

 

از اثار‏ و نشانه‏ بندگی کدام گزینه است؟

الف) تواضع               ب) ايمان و اعتقاد                ج) اعتدال در زندگی

---------------------------------------------------------------------------------------

جزء 18 نور 21

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى‏ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ (21) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد پاى از پى گامهاى شيطان ننهيد و هر كس پاى بر جاى گامهاى شيطان نهد او به زشتكارى و ناپسند وامى‏دارد، و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هيچ كس از شما پاك نمى‏شد، خداست كه هر كس را بخواهد پاك مى‏گرداند و خدا شنواىِ داناست.

پيام‏ها:

1- به ايمان خود مغرور نشويم، توجّه به هشدارهاى پى در پى لازم است. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَتَّبِعُوا»

2- شيطان براى گمراه كردن مؤمنان، تلاش مى‏كند پس باید مقاومت فراوان داشت. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ»

3- سياست شيطان، نفوذ تدريجى و گام به گام است. «خُطُواتِ الشَّيْطانِ» (از همان گام اوّل مواظب باشيم).

5- با مردم مستدل سخن بگوييم. خداوند كه مى‏فرمايد: از شيطان پيروى نكنيد، دليل آن را ذكر مى‏كند: زيرا او به گناه فرمان مى‏دهد. «فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ ...»

6- شيطان نخست وسوسه مى‏كند و هر كس از وسوسه او پيروى كند فرمان مى‏دهد. «وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ ... فَإِنَّهُ يَأْمُرُ»

7- كار شيطان، با نماز در تضادّ است. شيطان به انسان دستور گناه مى‏دهد، «فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» (امّا نماز انسان را از گناه باز مى‏دارد. إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ ...»

8- در مسير زندگى انسان، فريب و فحشا وجود دارد، ولى راه توبه و نجات نيز باز است. «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ»

9- حتّى اولياى خدا به توفيق الهى نياز دارند. «ما زَكى‏ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ»

10- خداوند حكيم، به مقدار لياقت و ظرفيّت افراد، خير و سعادت نازل مى‏كند. «يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ»

 

با توجه به ایه شریفه، علت نهی از پیروی شیطان کدام گزینه است؟

الف) دعوت به زشتكارى و ناپسند  ب) وسوسه کردن        ج) دور کردن انسان از رحمت الهی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 17  انبیاء 87-88

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ (87) فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذالِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ (88) و «ذو النون» را [ياد كن‏] آنگاه كه خشمگين رفت و پنداشت كه ما هرگز بر او قدرتى نداريم، تا در تاريكيها ندا درداد كه: «معبودى جز تو نيست، منزّهى تو، راستى كه من از ستمكاران بودم.»  پس [دعاى‏] او را برآورده كرديم و او را از اندوه رهانيديم، و مؤمنان را چنين نجات مى‏دهيم.

پيام‏ها:

1- گاه يك حركت عجولانه، بدون حساب و بى‏اجازه، كيفر سختى را بدنبال مى‏آورد. «إِذْ ذَهَبَ- فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ»

2- خداوند بر خيالات، افكار و گمان‏هاى ما آگاه است. «فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ»

3- گاهى انبيا بر حوادث آينده‏ خود آگاهى ندارند. «فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ»

4- يك غضب بيجا، گاه يك پيامبر خدا را گرفتار مى‏كند. «مُغاضِباً- فَنادى‏»

5- گاهى ناشايستگى يك عمل باعث انواع ظلمت‏ها مى‏گردد. «الظُّلُماتِ»

6- در تحليل گرفتارى‏ها، خدا را منزّه بدانيم و سرچشمه‏ آن را در عملكرد خود جستجو نماييم. «سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ»

7- اقرار به گناه در پيشگاه خداوند، خود يك كمال و از آداب دعاست. «إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ»

8- دعايى كه در آن، اقرار به توحيد، تنزيه پروردگار و اعتراف به خطا و اشتباه و گناه باشد، مستجاب است. «سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ ... فَاسْتَجَبْنا»

9- هر كس اين ذكر را با آن حال بگويد نجات مى‏يابد. «إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا ... كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ‏»

 

براساس تفسیر یاد شده، کدام گزینه  از آداب دعا می باشد؟

الف) صلوات فرستادن          ب) اقرار به گناه                            ج) هر دو گزینه

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 16 طه، آيه 14

پيام‏ها:

1- در نظام الهى، شناخت، اساس عمل است. «إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ- فَاعْبُدْنِي»

2- شناخت اصول دين، بر انجام فروع دين مقدّم است. «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي»

3- توحيد نظرى مقدّم بر توحيد عملى است. «إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ- فَاعْبُدْنِي»

4- عبادت بايد خالصانه باشد. ارزش عبادت به ميزان خلوص آن است.  «فَاعْبُدْنِي»

5- توحيد در رأس همه عقايد و نماز در رأس همه عبادات است. «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ»

6- نماز، اوّلين دستور كار و برنامه‏ عملى انبياست. «أَقِمِ الصَّلاةَ»

7- نماز، در اديان ديگر نيز بوده است. «أَقِمِ الصَّلاةَ»

8- هدف از اقامه نماز، تنها رعايت قالب آن نيست، بلكه توجّه به قلب آن، يعنى احساس حضور است. «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»

8- برپايى نماز به خاطر ياد اوست، «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي» و ياد او موجب آرامش دلهاست. «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»

اوّلين دستور كار و برنامه‏ عملى انبياء کدام گزینه است؟

الف) توحید و یکتاپرستی                ب) معادباوری           ج) نماز

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 15 اسراء 23-24

وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماً (23) وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّياني‏ صَغيراً (24) و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادرت احسان كنيد. اگر يكى از آن دو يا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها «اوف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى. و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خُردى پروردند.»

پيام‏ها:

1- توحيد، در رأس همه‏ سفارش‏هاى الهى است. «قَضى‏ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ»

2- خدمتگزارى و احسان به پدر و مادر، از اوصاف موحّد واقعى است. «أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»

3- فرمانِ نيكى‏به والدين مانند فرمانِ توحيد، قطعى ونسخ‏نشدنى است. «قَضى‏»

4- احسان به والدين در كنار توحيد و اطاعت از خداوند آمده است تا نشان دهد اين كار، هم واجب عقلى و وظيفه‏ى انسانى است، هم واجب شرعى. «قَضى‏ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»

5- در احسان به والدين، مسلمان بودن آنها شرط نيست. «بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»

6- در احسان به پدر و مادر، فرقى ميان آن دو نيست. «بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»

7- نيكى به پدر ومادر را بى‏واسطه وبه دست خود انجام دهيم. «بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»

8- احسان، بالاتر از انفاق است که شامل محبّت، ادب، آموزش، مشورت، اطاعت، تشكّر، مراقبت و ... مى‏شود. «بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»

9- سفارش قرآن به احسان، متوجّه فرزندان است، نه والدين. «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» زيرا والدين نيازى به‏سفارش ندارند و به طور طبيعى به فرزندان خود احسان مى‏كنند.

10- هرچه نياز جسمى وروحىِ والدين بيشتر باشد، احسان به آنان ضرورى‏تر است. «يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ»

11- پدر و مادر سالمند را به آسايشگاه نبريم، بلكه نزد خود نگهداريم. «عِنْدَكَ»

12- هم احسان لازم است، هم سخن زيبا و خوب. «إِحْساناً ... قُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً

13- فرزند در هر موقعيّتى بايد متواضع باشد و كمالات خود را به رُخ والدين نكشد. «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ»

15- تواضع در برابر والدين، بايد از روى مهر و محبت باشد، نه ظاهرى و ساختگى. «وَ اخْفِضْ لَهُما ... مِنَ الرَّحْمَةِ

16- فرزند بايد نسبت به پدر مادر، هم متواضع باشد، هم برايشان از خداوند رحمت بخواهد. «وَ اخْفِضْ ... وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما

14- گذشته‏ خود، تلخى‏ها و مشكلات دوران كودكى وخردسالى را كه بر والدين تحميل شده است از ياد نبريد. «كَما رَبَّيانِي صَغِيراً»

از آیه شریفه «بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» چه نکته ای استفاده می شود؟

الف) انفاق ، بالاتر از احسان است    ب) احسان، بالاتر از انفاق است       ج) فرزند بايد نسبت به پدر مادر، متواضع باشد

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 14  نمل 5-6

«وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ * وَ لَكُمْ فيها جَمالٌ حينَ تُريحُونَ وَ حينَ تَسْرَحُونَ» و چارپايان را براى شما آفريد در آنها براى شما [وسيله‏] گرمى و سودهايى است و از آنها مى‏خوريد. و در آنها براى شما زيبايى است، آنگاه كه [آنها را] از چراگاه برمى‏گردانيد و هنگامى كه [آنها را] به چراگاه مى‏بريد.

پيام‏ها:

1- چهارپايان، (مثل ديگر موجودات)، براى انسان آفريده شده‏اند. «وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ»

2- توجّه به نعمت‏ها، عشق به آفريدگار وروح بندگى را در انسان زنده مى‏كند. «وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ»

3- گياه خوارى، ارزش نيست. خداوند خوردن گوشتِ حيوانات را يكى از منافع آنها مى‏شمرد. «وَ مِنْها تَأْكُلُونَ»

4- جمالِ جامعه، به استقلال، خودكفايى، توليد و توسعه‏ دامدارى است. «لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ ...»

5- جمال و زينت، يكى از نيازهاى طبيعى فرد و جامعه است. «لَكُمْ فِيها جَمالٌ»

6- جمالِ جامعه، در حركت و تلاش است، نه ركود و خمود، آن هم حركتِ جمعى نه تك‏روى. «فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ»

7- جمال، در خدمتِ مردم بودن است، نه فقط فكر سير كردنِ شكم خود بودن.

 

راه زنده کردن روح بندگى در انسان کدام گزینه است؟

الف) در خدمتِ مردم بودن               ب) توجّه به نعمت‏ها            ب) هر دو گزینه

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 13 ابراهیم 1

الر كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميدِ (1) الف، لام، راء. كتابى است كه آنرا بسوى تو فرود آورديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكيها بسوى روشنايى بيرون آورى: بسوى راه آن شكست ناپذير ستوده.

پيام‏ها:

1- براى هدايت مردم قرآن و رهبر الهى هر دو لازم است.  «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ»

2- مايه‏ تبليغ و ارشاد بايد قرآن باشد. «كِتابٌ ... لِتُخْرِجَ‏»

3- فلسفه‏ نزول كتاب‏هاى آسمانى و بعثت انبيا، نجات بشر از ظلمت‏هاست. از ظلمت جهل به نور علم، از ظلمت كفر به نور ايمان، از ظلمت تفرقه به نور وحدت و از ظلمت گناه به نور تقوا. «لِتُخْرِجَ النَّاسَ ...

4- ظلمت‏ها بسيار، امّا نور يكى است. حقّ يكى، ولى باطل زياد است. الظُّلُماتِ ... النُّورِ (نور مفرد و ظلمات جمع)

5- پيامبران وكتاب‏هاى آسمانى وسيله‏ى هدايتند، اصل هدايت با اذن خداست.  «بِإِذْنِ رَبِّهِمْ»

6- راه خدا، راه عزّت و سربلندى و كمال است. «إِلى‏ صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ»

 

راه عزّت و سربلندى و كمال کدام گزینه است؟

الف) راه خدا                      ب) قرآن                            ج) رهبر الهى

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 12 هود 45-46

وَ نادى‏ نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْني‏ مِنْ أَهْلي‏ وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمينَ * قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلاتَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ» و نوح پروردگار خود را ندا داد و گفت: پروردگارا، پسرم از كسان من است و قطعاً وعده تو راست است و تو بهترين داورانى. فرمود: اى نوح، او در حقيقت از كسان تو نيست، او [داراى‏] كردارى ناشايسته است. پس چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه. من به تو اندرز مى‏دهم كه مبادا از نادانان باشى.

پيام‏ها:

1- در سخن گفتن با خدا، ادب را مراعات كنيم. حضرت نوح نگفت: خدايا طبق وعده‏اى كه دادى كه اهل مرا نجات مى‏دهى، بايد فرزندم را نجات مى‏دادى، چرا نجات ندادى؟ بلكه گفت: «أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ»

2- پيوند مكتبى، حاكم بر پيوند خانوادگى وخويشاوندى است. «إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ»

3- گاهى انسان در كار خير يا شرّ چنان غوطه‏ور مى‏شود كه گويا يكپارچه آن عمل مى‏شود. «إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ»

4- پيامبران نيز به موعظه الهى نياز دارند. «إِنِّي أَعِظُكَ»      

5- پيامبران بى‏درنگ تسليم خداوند هستند. «فَلا تَسْئَلْنِ ... قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ‏»

6- در دعاها از كلمه‏ «رَبِّ» غفلت نكنيم. «رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ ...»

7- استعاذه و پناه‏بردن به خداوند، بهترين راه بيمه‏ انسان در گرفتارى‏هاست. «رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ»

8- در برابر مواعظ الهى، ادب و تواضع كنيم. «إِنِّي أَعِظُكَ ... رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ‏»

9- هر كجا علم به مصلحت نداريم، درخواست نكنيم. «إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ»

10- هر گونه سؤال بيجا و كلام بيجا، نياز به توبه دارد. «وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي»

11- اوّل آمرزش و سپس دريافت رحمت. «وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي»

12- خسارت واقعى، بخشيده نشدن است. «وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي ... أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ»‏

13- آن كس كه از مغفرت الهى محروم شد، خاسر و زيانكار است. «أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ»

 

بهترين راه بيمه‏ شدن انسان در گرفتارى‏ها کدام گزینه می باشد؟

الف) درخواست آمرزش و دريافت رحمت الهی                  ب) رعایت ادب و تواضع در برابر مواعظ الهى

ج) استعاذه و پناه‏بردن به خداوند

------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 11 يونس، 24

«إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» همانا مَثَل زندگى دنيا همچون آبى است كه از آسمان فرود آورديم، پس گياهِ زمين از آنچه مردم و چهارپايان مى‏خورند با آن در آميخت تا آنكه زمين (از آن گياهان) زينت بگرفت و اهل زمين پنداشتند كه بر استفاده از آن همه‏ نباتات توانايند. (ناگهان) فرمان ما شب يا روزى آمد، پس آن را چنان درو كرديم كه گويى ديروز گياهى وجود نداشته است. ما اين گونه آيات خود را براى گروه انديشمند تشريح مى‏كنيم.

پيام‏ها:

1- مثال، از بهترين شيوه‏هاى تبليغ و آموزش است. «إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا»

2- در بهره‏گيرى از مواهب مادّى طبيعت، انسان و حيوان يكسانند، ولى ارزش انسان به بهره‏گيرى از معنويّات است. «يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ»

 3- تناسب داشتن سبزه‏ها با نيازهاى انسان و حيوانات، از الطاف الهى است.  «نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ»

4- زينت انسان، ايمان و زينت زمين، گياهان هستند. «ازَّيَّنَتْ»

5- دنيا، انسان را فريب داده و به خيال و گمان وا مى‏دارد. «ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ»

6- همان‌گونه كه روياندن گياهان به دست خداست خشكاندن و نابود كردن آن هم به‌دست اوست. «فَجَعَلْناها حَصِيداً»

7- دنيا و جلوه‏هاى آن، در معرض انواع حوادث است. «ازَّيَّنَتْ ... حَصِيداً»

8- عمر انسان در دنيا همچون عمر سبزه‏ها و گلها، كوتاه و گذراست. «مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا ... كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ‏»

9- قهر خدا گاه چنان شديد است كه هيچ اثرى را باقى نمى‏گذارد. «لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ»

10- مثالهاى قرآن، زمينه‏ تفكّر است، پس آنها را ساده نگيريم. «لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»

11- دلبستگى و مغرور شدن به دنيا، نشانه‏ كوته‏فكرى و مغرور نشدن، نشانه‏ انديشه و فكر است. «لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»

 

ارزش انسان در کدام گزینه می باشد؟

الف) بهره‏گيرى از مواهب مادّى طبيعت                 ب) بهره‏گيرى از معنويّات       ج) هر دو گزینه

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء  10   انفال 65-66

 يَا أَيهُّا النَّبیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلىَ الْقِتَالِ إِن يَكُن مِنكُمْ عِشْرُونَ صَابرونَ يَغْلِبُواْ مِاْئَتَينِ وَ إِن يَكُن مِنكُم مِاْئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَايَفْقَهُونَ(65) الْانَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِنكُم مِاْئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِاْئَتَينْ‏ِ وَ إِن يَكُن مِنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَينِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابرِينَ(66) اى پيامبر، مؤمنان را به جهاد برانگيز. اگر از شما 20 تن، شكيبا باشند بر 200 تن چيره مى‏شوند، و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از كافران پيروز مى‏گردند، چرا كه آنان قومى‏اند كه نمى‏فهمند. اكنون خدا بر شما تخفيف داده و معلوم داشت كه در شما ضعفى هست. پس اگر از شما صد تن شكيبا باشند بر 200 تن پيروز گردند، و اگر از شما هزار تن باشند، به توفيق الهى بر 2 هزار تن غلبه كنند، و خدا با شكيبايان است.

پيام‏ها:

1- از وظايف رهبر، تشويق مردم به جهاد و مبارزه با دشمن است. «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ»

2- كارهاى دشوار، نياز به تشويق، ترغيب و تلقين دارد. «حَرِّضِ»

3- در جنگ و جهاد، تبليغات ضرورى است. «حَرِّضِ»

4- عامل تعيين كننده در جبهه‏هاى نبرد، ايمان و پايدارى است، نه تنها تعداد نفرات و موازنه‏ ظاهرى نيروها. «عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ»

5- مسلمانان صدر اسلام داراى چنان ايمان، معرفت و يقينى بودند كه پيروزى آنان بر ده برابر خود، قطعى و تضمين شده بود. «عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ»

6- سرباز اسلام بايد 3 ويژگى داشته باشد: ايمان، صبر و آگاهى. «مؤمنين»، «صابِرُونَ» و درباره‏ كفّار مى‏فرمايد: «لا يَفْقَهُونَ».

7- تكاليف خداوند، بر اساس توانايى‏هاى فكرى و جسمى انسان است.

 

عامل تعيين كننده در جبهه‏هاى نبرد کدام گزینه است؟

الف) ايمان و پايدارى            ب) تعداد نفرات و موازنه‏ ظاهرى نيروها                 ج) هر دو گزینه

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جزء 9  اعراف 157

«الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبىِ‏َّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يجَِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فىِ التَّوْرَاةِ وَ الْانجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتىِ كاَنَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَائكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» همانها كه از فرستاده (خدا)، پيامبر امّى پيروى مى‏كنند؛ پيامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مى‏يابند آنها را به معروف دستور مى‏دهد و از منكر باز ميدارد أشياء پاكيزه را براى آنها حلال مى‏شمرد و ناپاكيها را تحريم مى كند؛ و بارهاى سنگين و زنجيرهايى را كه بر آنها بود، بر مى‏دارد، پس كسانى كه به او ايمان آوردند و حمايت و  ياريش كردند و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند.

پيام‏ها:

1- پيامبر اسلام هم مقام نبوّت داشت، هم مقام رسالت. «الرَّسُولَ النَّبِيَّ» «نبىّ» به كسى مى‏گويند كه از وحى الهى آگاهى دارد و خبر مى‏دهد ولى «رسول» مسئول ابلاغ، اجرا و نظارت مى‏باشد.

2- نشانه‏ها و صفات ذكر شده از پيامبر در تورات و انجيل، بگونه‏اى با آن حضرت تطبيق داشت كه گويا خود او را در آن دو كتاب مى‏يافتند. «يَجِدُونَهُ» نفرمود: «يجدون علائمه»

3- براى نفوذ سخن و اثبات حقّ، مدرك رسمى و سند كتبى لازم است. «مَكْتُوباً»

4- پيامبران پيشين، به آمدن پيامبر اسلام بشارت داده‏اند. «مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ ...»

5- امر به معروف و نهى از منكر، در رأس برنامه‏هاى بعثت پيامبران است. «يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ...»

6- موضوع مصرف و تغذيه، مورد عنايت اسلام است. «يُحِلُّ ... يُحَرِّمُ»

7- براى اصلاح جامعه ابتدا بايد امكانات حلال را فراهم، سپس براى امور حرام محدوديّت ايجاد نمود «يُحِلُّ .. يُحَرِّمُ»

8- حلال‏ها و حرام‏هاى الهى، براساس فطرت است. «يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ»

9- عادات و رسوم غلط، زنجيرى بر افكار مردم است و انسان بدون انبياء، اسير است. «يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ»

10- احترام و تكريم، بايد همراه امداد و تعاون باشد. «عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ»

11- تنها ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله كافى نيست، حمايت هم لازم است. «عَزَّرُوهُ ... نَصَرُوهُ‏»

12- قرآن، نورى است كه دلها و انديشه‏ها را روشن و همواره قرين پيامبر صلى الله عليه و آله بود. «النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ»

13- عامل رستگارى، ايمان و حمايت از پيامبر و پيروى از قرآن است «فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ اتَّبَعُوا .. أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏

فرق نبىّ و رسول کدام گزینه می باشد؟

الف) نبی، كسى است كه از وحى الهى آگاهى دارد ولى رسول، مسئول ابلاغ، اجرا و نظارت مى‏باشد.

ب) رسول، كسى است كه از وحى الهى آگاهى دارد ولى نبی، مسئول ابلاغ، اجرا و نظارت مى‏باشد.

ج) نبی دارای کتاب آسمانی است ولی رسول کتاب اسمانی ندارد.

   -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 8 انعام 152-153

«وَ لَاتَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ حَتّىَ‏ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُواْ الْكَيْلَ وَ الْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَانُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَ إِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَ لَوْ كَانَ ذَا قُرْبىَ‏ وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَالِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكمُ‏ْ تَذَكَّرُونَ * وَ أَنَّ هَذَا صرَِاطِى مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَ لَاتَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَالِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» و به مال يتيم، جز به بهترين صورت نزديك نشويد، تا به حد رشد خود برسد و حق پيمانه و وزن را بعدالت ادا كنيد هيچ كس را، جز بمقدار تواناييش، تكليف نمى‏كنيم و هنگامى كه سخنى مى‏گوييد، عدالت را رعايت نماييد، حتى اگر در مورد نزديكان (شما) بوده باشد و به پيمان خدا وفا كنيد اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏كند تا متذكّر شويد * اين راه مستقيم من است از آن پيروى كنيد و از راه‏هاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، دور مى‏سازد! اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏كند، شايد پرهيزگارى پيشه كنيد.

پيام‏ها:

1- چون يتيم مدافعى ندارد و اموالش لغزشگاه است مواظب باشيم. «لاتَقْرَبُوا»

2- براى حفظ حقوق ايتام بايد بهترين راه، جهت بهره‏گيرى از اموال و دارايى او انتخاب شود. «بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ».

3- وقتى ايتام به رشد و تجربه‏ كافى رسيدند، سلطه‏ خود را از آنان برداريد. «حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ»

4- نظام اقتصادى جامعه‏ى اسلامى بايد بر اساس قسط باشد. «بِالْقِسْطِ»

5- اگر اجراى عدالت در حدّ اعلى ممكن نيست، لااقلّ در حدّ توان و امكان مراعات كنيد. «لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها»

6- هيچ‏يك از دستورات و اوامر و نواهى الهى، فوق طاقت انسان نيست. «لانُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها»

7- بدون قدرت، تكليفى نيست. «لانُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها»

8- عدالت، هم در رفتار و هم در گفتار، يك اصل است. در گواهى‏ها، وصيّت‏ها، قضاوت‏ها، صدور حكم‏ها، انتقادها و ستايش‏ها، عدالت را مراعات كنيم. «وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا»

9- به پيمان‏هاى الهى كه شامل فرمان‏هاى عقل و وحى و وجدان وفطرت مى‏شود وفادار باشيم. «بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا»

10- رابطه‏ خويشاوندى را بر ضابطه‏ حقّ و عدل، ترجيح ندهيم. «فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى‏»

 

در چه زمانی می توان اموال ایتام را به خودشان واگذار کرد؟

الف) زمانی نگهداری اموال برای یتیم سخت و طاقت فرسا نباشد

ب) زمانی که بفهمیم در نگهدارری اموال یتیم، رعایت عدالت نمی شود.

ج) وقتى ايتام به رشد و تجربه‏ كافى رسيدند                                     

---------------------------------------------------------------------------------------------
جزء 7  مائده 119

«قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تجَْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضىِ‏َ اللَّهُ عَنهُمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ ذَالِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» خداوند مى‏گويد امروز، روزى است كه راستى راستگويان، به آنها سود مى‏بخشد براى آنها باغهايى از بهشت است كه نهرها از زير (درختان) آن مى‏گذرد و تا ابد، جاودانه در آن مى‏مانند هم خداوند از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنودند؛ اين، رستگارى بزرگ است‏.

پيام‏ها:

1- مؤمنان، اگر به خاطر صداقتشان، مشكلاتى را در دنيا تحمّل كنند، اين راستى و صداقت در آخرت براى آنان كارساز است. «يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ»

2- تنها صادقان نفع مى‏برند، نه مدّعيان، شعاردهندگان و رياكاران. «يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ »

3- بهشت در كنار رضايت خداوند، فوز بزرگ و رستگارى است. «جَنَّاتٌ ... رَضِيَ اللَّهُ ... ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‏»

4- عبادتِ كسى شايسته است كه سلطنت عالم و قدرت مطلقه‏ هستى در اختيار اوست. «لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ»

 

کدام گزینه از مصادیق رستگارى است؟

الف) بهشت             ب) رضايت خداوند               ج) بهشت همراه رضايت الهی

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------
جزء 6  مائده 1

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُم بهَِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلىَ‏ عَلَيْكُمْ غَيرَْ محُِلىّ‏ِ الصَّيْدِ وَ أَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يحَْكُمُ مَا يُرِيدُ» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد به پيمانها وفا كنيد چهارپايان (و جنين آنها) براى شما حلال شده است؛ مگر آنچه بر شما خوانده مى‏شود و به هنگام احرام، صيد را حلال نشمريد خداوند هر چه بخواهد (و مصلحت باشد) حكم مى‏كند.

پيام‏ها:

1- مسلمانان بايد به همه‏ پيمان‏ها، با هر كس و هر گروه، پايبند باشند، چه قراردادهاى لفظى، كتبى؛ پيمان‏هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى ويا خانوادگى؛ با قوى يا ضعيف، با دوست يا دشمن، با خدا يا مردم، با فرد يا جامعه، با كوچك يا بزرگ، با كشورهاى منطقه يا قراردادهاى بين المللى. «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»

2- ايمان، ضامن وفاى به عهد و پيمان‏هاست. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»

3- يكى از پيمان‏هاى الهى، توجّه به احكام حلال و حرام در خوردنى‏هاست.  «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ»

4- اسلام، هم به مسائل اجتماعى و هم به مسائل اقتصادى توجّه دارد. (وفاى به عهد، مسئله‏ اجتماعى و اقتصادى و بهره‏گيرى از حيوانات، از مسائل اقتصادى است.) «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ»

5- همه‏ چهارپايان حلال نيستند. «إِلَّا ما يُتْلى‏ عَلَيْكُمْ»

6- براى حفظ حرمت احرام بايد كمى هم محروميّت چشيد. «غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ»

 

کدام گزینه ضامن وفاى به عهد و پيمان‏هاست؟

الف) ايمان               ب) توجّه به احكام حلال و حرام                 ج) هر دو گزینه

 

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------
جزء 5 نساء 58

«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الْأَمَانَاتِ إِلىَ أَهْلِهَا وَ إِذَا حَكَمْتُم بَينَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكمُ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ سمَِيعًا بَصِيرًا»

پيام‏ها:

1- سپردن امور به كاردان و قضاوت عادلانه، از مصاديق عمل صالح و از نشانه‏هاى ايمان است.

2- هر امانتى صاحبى دارد و هر كس لياقت و استعداد كار و مقامى را دارد. «أَهْلِها»

3- در اداى امانت و دادگرى، ايمان شرط نيست. نسبت به همه‏ مردم بايد امين و دادگر بود. «أَهْلِها، النَّاسِ»

4- قاضى و حاكم بايد عادل باشد. «تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ»

5- تشكيل حكومت لازم است. لازمه‏ سپردن مسئوليّت‏ها به اهلش و قضاوت عادلانه برقرارى نظام و حكومت الهى است. «تُؤَدُّوا الْأَماناتِ ... تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ‏»

6- موعظه‏ خوب، آنست كه علاوه بر پندهاى اخلاقى، به مسائل اجتماعى و قضايى هم توجّه كند. «نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ»

 

کدام گزینه از مصاديق عمل صالح می باشد؟

الف)تشکیل حکومت و انتخاب قاضى و حاكم بايد عادل

ب) سپردن امور به كاردان و قضاوت عادلانه

ج)  اداى امانت و دادگرى برای همه مردم

 

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 4 ال عمران 133-134

«وَ سَارِعُواْ إِلىَ‏ مَغْفِرَةٍ مِن رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُنفِقُونَ فىِ السَّرَّاءِ وَ الضَّرََّّاءِ وَ الْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» و شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتى كه وسعت آن، آسمانها و زمين است و براى پرهيزگاران آماده شده است. * همانها كه در توانگرى و تنگدستى، انفاق مى‏كنند و خشم خود را فرو مى‏برند و از خطاى مردم درمى‏گذرند و خدا نيكوكاران را دوست دارد.

پيام‏ها:

1- سرعت در توبه و جلب غفران الهى، لازم است. «سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ»

2- آمرزش گناهان، از شئون ربوبيّت است. «مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ»

3- اوّل بخشيده شدن، سپس بهشت رفتن. «مَغْفِرَةٍ ... جَنَّةٍ»

4- تقوا، از انفاق جدا نيست. «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ ...»

5- نه در حال رفاه از محرومان غافل باشيم و نه در تنگدستى بگوييم كه ما خود گرفتاريم. «فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ»

6- متّقين محكوم غرايز نيستند، آنان حاكم ومالك خويشتن‏اند. «الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ»

7- تقوا، از سعه‏ صدر جدا نيست. «وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ»

8- متّقى، منزوى نيست، بلكه با مال و اخلاق خوب خود، با مردم معاشرت مى‏كند. «يُنْفِقُونَ، الْكاظِمِينَ، الْعافِينَ»

9- در عفو خطاكار، ايمان او شرط نيست. «وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ»

10- كسى‏كه مى‏خواهد محبوب خدا شود بايد از مال بگذرد و خشم و غضب را فرو برد. «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»

11- انفاق به محرومان و گذشت از خطاى مردم، از مصاديق احسان و نيكوكارى است. «يُنْفِقُونَ، الْكاظِمِينَ، الْعافِينَ، الْمُحْسِنِينَ»

 

شرط محبوب خدا شدن کدام گزینه است؟

الف) عفو خطاكار و گذشت از مال               ب) داشتن سعه‏ صدر، عفو خطاكار و فرو بردن خشم و غضب

ج) گذشت از مال و فرو بردن خشم و غضب

 

  ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء 3 ال عمران 30

«يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيرٍْ مُحْضَرًا وَ مَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُ أَمَدَا بَعِيدًا وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَءُوفُ بِالْعِبَادِ» روزى كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده، حاضر مى‏بيند؛ و آرزو مى‏كند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانىِ زيادى باشد. خداوند شما را از (نافرمانى) خودش، بر حذر مى‏دارد؛ و (در عين حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.» (30)

پيام‏ها:

1- اعمال انسان محو و نابود نمى‏شود و در قيامت در برابر او حاضر مى‏گردد. «مُحْضَراً»

2- اعتقاد به حضور عمل در قيامت، مانع گناه است. «مُحْضَراً»

3- گنهكاران، در قيامت از اعمال خود شرمنده‏اند، امّا شرمندگی سودی ندارد. «تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها»

4- بسيارى از اعمالى كه در دنيا مورد علاقه انسان است، در قيامت مورد تنفّر او قرار خواهد گرفت. «تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً»

5- پرهيزكارى و خدا پروايى، مانع گناه است. «يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ»

6- سرچشمه‏ هشدارهاى الهى، محبّت و رأفت اوست. «يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»

7- بيم و اميد در كنار هم نقش تربيتى دارند اميد، به تنهايى سبب غرور، وبيم از تنهايى، سبب يأس مى‏شود. «يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ... وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»

8- لطف و رأفت خداوند شامل حال همه‏ بندگان است. «رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»

 

کدام گزینه مانع گناه می باشد؟

الف) اعتقاد به لطف و رأفت خداوند   ب) اعتقاد به حضور عمل در قيامت   ج) هر دو گزینه

 

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------
جزء 2 بقره 185

«شَهرُ رَمَضَانَ الَّذِى أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْءَانُ هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى‏ وَ الْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلىَ‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لَايُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُواْ اللَّهَ عَلىَ‏ مَا هَدَاكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» ماهِ رمضان ماهی است كه قرآن، براى راهنمايى مردم و نشانه‏هاى هدايت و فرق ميان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن كس از شما كه در ماه رمضان در حضر باشد روزه بدارد و آن كس كه بيمار يا در سفر است روزهاى ديگرى را به جاى آن، روزه بگيرد. خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد نه زحمت شما را هدف اينست كه اين روزها را تكميل كنيد و خدا را بر اينكه شما را هدايت كرده، بزرگ بشمريد؛ باشد كه شكرگزارى كنيد.

پيام‏ها:

1- وجوب روزه، بعد از يقين به حلول ماه رمضان است. «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ»

2- قضاى روزه بر مريض و مسافر واجب است. «فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ»

3- روزه‏ قضا، مشروط به زمان خاصّى نيست. «أَيَّامٍ أُخَرَ»

4- احكام خداوند بر اساس آسانى و مطابق طاقت انسان است. «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ»

5- عسر وحرج، واجبات را از دوش انسان برمى‏دارد. «لايُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»

6- روزه‏ قضا بايد به تعداد روزهايى باشد كه عذر داشته است. «لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ»

7- روزه، زمينه‏ساز هدايت انسان و سپاسگزارى اوست. «لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»

 

کدام گزینه از اثار روزه می باشد؟

الف) زمينه‏ساز هدايت انسان          ب) آسان بودن مطابق طاقت انسان 

ج) واجب نبودن روزه بر مريض و مسافر       


--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جزء  1  بقر ه 74

«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ‏» سپس دلهاى شما بعد از اين جريان سخت شد، همچون سنگ يا سخت‏تر! چرا كه از پاره‏اى سنگ‏ها، نهرها شكافته (وجارى) مى‏شود وپاره‏اى از آنها، شكاف برمى‏دارد و آب از آن تراوش مى‏كند، و بعضى از سنگ‏ها از خوف خدا (از فراز كوه) به زير مى‏افتد. (امّا دلهاى شما هيچ متأثّر نمى‏شود) و خداوند از اعمال شما غافل نيست.

پيام‏ها:

1- قساوت و سنگدلى، مرض روحى سختى است كه به جهت لجاجت‏هاى پى‏درپى، براى انسان پيدا مى‏شود. «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ»

2- مشاهده‏ آيات و الطاف الهى، در افراد لجوج بجاى تقويت ايمان، موجب قساوت قلب مى‏گردد. «قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ»

3- كارى نكنيم كه نسل ما، شرمنده رفتار ما شود. نياكان سنگدل شدند ولى خداوند به نسل آنان مى‏گويد: «قَسَتْ قُلُوبُكُمْ»

4- قساوت، مراحلى دارد. «كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً»

5- با ساده‏ترين تشبيه، عميق‏ترين معارف را مى‏توان بيان كرد. «كَالْحِجارَةِ»

6- انتقادها بايد مستند باشد. قرآن كه مى‏فرمايد: دلهاى بعضى از سنگ سفت‏تر است، دليل آن را كه جارى شدن آب از كنار سنگ است، بيان مى‏دارد. «و انّ‏ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ ...»

7- جمادات، مرحله‏اى از شعور را دارا هستند. زيرا خوف و خشيت دارند. «وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ»

8- داروى قساوت، توجّه به علم خداوند است. «كَالْحِجارَةِ ... وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ»

9- سنگدلى، در رفتار ما مؤثّر است. «قَسَتْ قُلُوبُكُمْ ... عَمَّا تَعْمَلُونَ»

10- خداوند به همه‏ كارهاى ما آگاه است. «وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»

 

راه درمان قساوت قلب کدام گزینه است؟

الف) مشاهده‏ آيات و الطاف الهى               ب)توجّه به علم خداوند                  ج) هر دو گزینه

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

در طول ایام و لیالی ماه مبارک رمضان امسال (1397) همانند سال های گذشته برنامه مسابقه پیامکی «آیات نور» هر روز توسط رادیو سراسری معارف موج اف ام ردیف 96:00 مگاهرتز در روزهای شنبه تا پنجشنبه در سه نوبت صبح ها ساعت 8:35 ، ظهرها و بعد از ظهرها ساعت  19:20  و یک نوبت به صورت شناور  و  همچنین در روزهای جمعه  در دو نوبت صبح ها ساعت 7:50 و بعد از ظهرها ساعت 19:20 پخش می شود که در ابتدا پس از تلاوت آیات جزء مربوطه، تفسیر آن توسط  حجت الاسلام والمسلمین محمدحسنی، نماینده  ولی فقیه و رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش و حجت الاسلام والمسلمین جلیلی صفت، جانشین  سازمان عقیدتی سیاسی ارتش بیان می شود و در پایان به تناسب هر روز از همان جزء قرآن کریم، به صورت سه گزینه ای سوالی طرح می شود و هر روز به 8 نفر از شرکت کنندگان مسابقه که جواب صحیح داده اند، به قید قرعه(پنج نفر از کارکنان ارتش و خانواده های آنان و سه نفر از عموم مخاطبان رادیو معارف) جوایز یک میلیون ریالی  اهدا خواهد شد.

شرکت کنندگان ارتشی فرصت دارند پاسخ سوال را تا پایان روز به شماره 30008382 پیامک نمایند.



 


 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر
نسخه قابل چاپ
تعداد بازديد اين صفحه: 1338