مقالات و مصاحبه ها
gharargah
يكشنبه 26 شهريور 1391 نحوه تشكيل و انتخاب نام قرارگاه رعد (خاطرات سرهنگ دوم بازنشسته رشيد قشقايي)2

نحوه تشكيل و انتخاب نام قرارگاه رعد

(خاطرات سرهنگ دوم بازنشسته رشيد قشقايي)2

با صدور فرمان حضرت امام (ره) و تشكيل جهاد سازندگي در كشور، جهاد سازندگي نيروي هوايي نيز از خرداد 1358 تشكيل شد. بنده نيز از خرداد 1358 مسئوليت جهاد سازندگي پدافند هوايي را برعهده گرفتم. از سومين روز جنگ، بنا به دستورفرمانده وقت پدافندهوايي كشور، سرهنگ ناصر افشار به دزفول و از آنجا به اهواز رفتم و چون هنوز گروه پدافند هوايي اهواز تشكيل نشده بود، در خانه‌هاي سازماني شركت نفت مستقر شدم. وظيفه من ايجاد هماهنگي بين پدافند هوايي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي و قرارگاه كربلا براي ساخت ايستگاه (سايت)‌ها بود. بعدها نيز در همان منطقه به عنوان فرمانده مهندسي رزمي انجام وظيفه كردم و دفتر فرماندهي مهندسي رزمي پدافندهوايي در محل كارخانه يخ گروه پدافند اهواز مستقر شد. در خصوص قرارگاه رعد نيز بايد بگويم، اولين پايه قرارگاه رعد در 23 شهريور 1363 نهاده شد. اسم قرار گاه رعد هم اين‌گونه انتخاب شد كه در محل كارخانه يخ اهواز كه همان دفتر فرماندهي مهندسي رزمي بود، به اتفاق شهيد ستاري و شهيد بابايي و يك نفر ديگرحضور داشتيم. صحبت از انتخاب نام قرارگاه رعد شد. من كه در اتاق مجاور در حال خواندن نماز بودم، قرآن را باز كردم و سوره رعد آمد. اين نام براساس توافق جمعي پذيرفته شد. در آن موقع فرماندهي قرارگاه خاتم‌الانبيا(ص) بر عهده آقاي هاشمي‌رفسنجاني بود و شهيد بابايي هم از اعضاي اين قرارگاه بود، ضمن اينكه در همان مقطع شهيد بابايي به عنوان معاون عمليات نيروي هوايي، شهيد ستاري به عنوان معاون طرح و برنامه اين نيرو و شهيد خضرايي به عنوان فرمانده پدافند هوايي مشغول فعاليت بودند. از من خواسته شد مكاني را براي قرارگاه رعد پيشنهاد كنم. من هم سه نقطه را پيشنهاد كردم. اولين نقطه ساختمان بهداري گروه اهواز بود كه كسي در آنجا حضور نداشت. نقطه دوم مدرسه‌اي در گروه پدافند اهواز و سومين نقطه ستاد گروه پدافند اهواز بود. به اتفاق مسئولان قرارگاه رعد به ديدن مدرسه رفتيم و اين محل براي قرارگاه رعد پذيرفته شد و بخش پدافندي قرارگاه رعد به مسئوليت شهيد ستاري در اهواز و بخش آفندي، به مسئوليت شهيد بابايي در اميديه مستقر شد. اولين جلسه رسمي قرارگاه رعد با حضور شهيد ستاري، شهيد بابايي و اين جانب در مدرسه‌اي واقع در گروه پدافند اهواز تشكيل شد و چنان‌كه ديديم اين قرارگاه با ابداعات و ابتكارات اين دو شهيد گران‌قدر و نيز جان‌فشاني‌هاي ديگر كاركنان پدافندهوايي، طي عمليات والفجر 8 و بعد از آن موفقيت‌هاي بزرگي كسب كرد. خاطره شهداي پدافند به‌خصوص شهيد بابايي و شهيد ستاري و... گرامي باد.

 

لبخند شهيد ستاري3

در شب چهارم عمليات والفجر 8، من به همراه سرگرد علي غلامي (امير سرتيپ علي غلامي فعلي) در قرارگاه نوح سپاه با آقايان محسن رضايي، علي شمخاني و سيديحيي رحيم‌صفوي جلسه داشتيم كه به ما اطلاع داده شد براي شركت در جلسه‌اي در قرارگاه شاهد آماده شويم. من و جناب غلامي براي رفتن به جلسه در حال عبور از منطقه ذوالفقاريه بوديم. در حالي كه باران شديدي مي‌باريد، ناگهان مورد حمله شيميايي دشمن قرار گرفتيم و شيميايي شديم و بعد از طي مسافت كوتاهي، در محل ايستگاه دوازده، با كاتيوشا مورد حمله قرار گرفتيم. وضعيت جناب غلامي وخيم بود و هر دو سرگيجه و تهوع داشتيم. به هر ترتيبي بود خود را به بيمارستان آيت‌الله طالقاني در آبادان رسانديم و در آنجا درمان اوليه نظير شست‌وشو و تزريقات انجام شد. اجازه ترخيص به ما داده نمي‌شد. بعد از كلي صحبت، با مسئوليت خودمان با آمبولانس بيمارستان، در حالي كه لباس شيميايي به تن داشتيم، ساعت 0245 به قرارگاه شاهد رسيديم و در جلسه حاضر شديم. دكتر حسن روحاني، شهيد بابايي و شهيد ستاري در جلسه حضور داشتند. شهيد ستاري وقتي كه مرا با آن صورت زرد (كه بر اثر حمله شيميايي به آن شكل در آمده بود) ديد، لبخندي زد و به شوخي گفت: «نكنه ترسيدي كه صورتت زرد شده؟»

لبخند شهيد ستاري و مزاح وي با من منجر به فراموشي دردهايم شد. اين روحيه بالاي شهيد ستاري هميشه به من قوت قلب مي‌داد. در اين جلسه قرار شد كه به ايستگاه (سايت) هاوك كوثر 3 موشك‌رساني شود.

سرگرد غلامي وضعيت خوبي نداشت؛ به همين دليل، من و جناب نوشاد ساعت 0600 با قايق‌هاي طارق سپاه (كه با هماهنگي سپاه در اختيار ما قرار گرفته بود) موشك‌ها را تحويل گرفتيم و به سمت ايستگاه (سايت) كوثر 3 حركت كرديم. حدود ساعت 0800 هنگامي كه مشغول تخليه موشك‌ها بوديم، يكي از موشك‌ها به زمين افتاد و هنگ فاير4 شد. با همان دو موشك باقي‌مانده، دو تا از هواپيماهاي دشمن را مورد اصابت قرار داديم. اين مسئله به معناي آن بود كه كوشش‌هاي كاركنان پدافندهوايي ثمر داده بود. حول و حوش ظهر به قرارگاه برگشتم و از حال سرگرد غلامي جويا شدم. شهيد ستاري خبر از سلامتي ايشان دادند. خبر خوبي بود كه خوشحاليم را مضاعف كرد.

 

شهامت شهيد ستاري5

خاطره از سروان بازنشسته محمد مصطفوي‌فر6

با توجه به حضور هميشگي و دائم شهيد ستاري در ميان كاركنان پدافندهوايي و در مناطق مختلف عملياتي، خاطرات زيادي از اين شهيد بزرگوار دارم. در ميان خاطرات به جاي مانده از آن شهيد آنچه هرگز از خاطرم نمي‌رود، شهامت و شجاعت و تدبير شهيد ستاري در اتخاذ تصميم‌هاي حساس و حياتي بود. در ميدان‌هاي نبرد و در مقاطع حساس از تاريخ نظامي اين كشور كه مي‌توانست سرنوشت جنگ را مشخص كند و هيچ فرمانده و مديري جرئت تصميم‌گيري سرنوشت‌ساز را نداشت، شهيد ستاري با شجاعت، شهامت و تدبير اقدام به تصميم‌گيري و ابلاغ دستورها مي‌كرد و از شجاعت او كاركنان تحت امرش نيز قوت قلب و جسارت مي‌يافتند. از جمله تصميم‌هاي سرنوشت‌سازي كه توسط شهيد ستاري اتخاذ شد،حذف PAR و يك HIPOWER و سه پرتابگر و تعدادي از تجهيزات ديگر سامانه پدافندهوايي هاوك در ميدان نبرد ودر برابر دشمن، به خصوص در عمليات والفجر8 مي‌باشد. اين اقدام شجاعانه كه تحت شرايط خاص (خرابي لامپ PAR و غير عملياتي شدن ايستگاه (سايت) كوثر 1 در روز اول استقرار در نزديكي بهمنشير رخ داد) اتفاق افتاد، منجر به تغيير شيوه نبرد در برابر دشمن و كسب موفقيت برجسته در تاريخ كشور شد. اتخاذ چنين تصميمي در شرايطي كه 21 تريلي تجهيزات كامل ايستگاه (سايت) هاوك وارد منطقه شده بود، شجاعتي همچون شجاعت شهيد ستاري را مي‌طلبيد. از ديگر اقدام‌هاي شجاعانه آن شهيد بزرگوار، به استقرار ايستگاه (سايت)‌هاي هاوك در لجمن،7 به منظور تأمين پوشش هوايي مورد نياز رزمندگان خط مقدم بود كه اگرچه امري بي‌سابقه محسوب مي‌شد، ولي فوايد بسياري در تأمين امنيت و دفاع هوايي از نيروهاي خودي داشت.

 

آمار هواپيماهاي ساقط شده در عمليات والفجر8 8

در عمليات والفجر8، روحيه ايثار و شهادت طلبي در كاركنان پدافندهوايي به حد بالايي رسيده بود. شدت بمباران‌ها به حدي بود كه اميدي به فرداي خود هم نداشتيم. هر شب از هم‌رزمانمان حلاليت طلبيده و آماده نبرد براي روز بعد مي‌شديم. اخلاص و از جان‌گذشتگي در كاركنان پدافندهوايي منجر به اين شده بود كه فقط به فكر انجام تكليف و دفاع از آسمان منطقه نبرد باشيم. به آمار و ارقام تعداد هواپيماهاي ساقط شده توجه نمي‌كرديم. گاهي اوقات حتي فرصتي براي گزارش هواپيماي ساقط شده دشمن به رده‌هاي بالاتر را نداشتيم. گاهي كه مي‌ديديم عده‌اي در حال نوشتن گزارش تعداد هواپيماهاي ساقط شده هستند، ناراحت مي‌شديم. حتي براي كم نشدن ثواب كارمان از ارائه آمار هواپيماهاي ساقط شده خودداري مي‌كرديم. بعدها هم در فكر اين نبوديم كه بگوييم چند فروند را ساقط كرده‌ايم؛ لذا بر اين اعتقادم كه آمار تعداد هواپيماهاي ساقط شده به مراتب بيش از تعدادي است كه اعلام شده است. ياد آن ايام جاودان باد كه حال و هوايي مثال‌زدني داشت.

 

اقتدا به شهيدان بابايي و اردستاني9

از خاطرات خوب حضور در عمليات والفجر8 و همسنگر بودن با دليرمردان قرارگاه رعد، تواضع و فروتني و يكرنگي همه كاركنان نيروي هوايي و پدافندهوايي بود. با اينكه شهيد بابايي و شهيد ستاري از قديمي‌هاي قرارگاه رعد بودند، اما در زمان نماز پيش مي‌آمد كه اين عزيزان متواضعانه به شهيد اردستاني اقتدا مي‌كردند. از جمله موارد به ياد ماندني از آن ايام، شب‌هاي جمعه بود. در آن شب‌ها دعاي كميل را همراه با شهيد بابايي و شهيد اردستاني مي‌خوانديم. آن دعاي كميل‌ها وآن نماز جماعت‌ها خاطره‌اي فراموش نشدني براي من است.

 

عوامل موفقيت پدافند هوايي در عمليات والفجر 8 10

خاطره از سرهنگ بازنشسته سيد علي حسيني11

اين‌جانب در عمليات والفجر 8 فرماندهي گروه پدافندهوايي اهواز را برعهده داشتم و از نزديك در جريان امور بودم. خاطرات خوشي از آن ايام بر ذهنم نقش بسته است. يكي از بهترين خاطرات، اجماع همه عوامل كسب موفقيت در يك عمليات مي‌باشد. از جمله مهم‌ترين دلايل موفقيت پدافند هوايي در عمليات والفجر 8 را مي‌توان مواردي همچون خواست خداوند متعال، هماهنگي بين نيروهاي مختلف عمل‌كننده، وحدت فرماندهي در قالب قرارگاه رعد، وجود نيروي انساني با انگيزه و با ايمان، رعايت شديد حفاظت گفتار، اجراي اصول پدافند غيرعامل در سطح جنگ‌افزارهاي پدافند هوايي دانست. هرگاه كه اين عوامل در كنار هم قرار گرفته‌اند، موفقيت پدافند هوايي نيز حاصل شده است.

تهيه و تنظيم: فهيمه كرمي

 

پي‌نوشت:

1- نوار صوتي مصاحبه با سرهنگ دوم رشيد قشقايي (تهران- بيست‌ودوم ارديبهشت 1391)

2- سرهنگ دوم بازنشسته رشيد قشقايي در سال‌هاي دفاع مقدس نقش مهمي درخصوص امور پشتيباني رزمي و خدمات‌رساني نيروي هوايي و همچنين پدافند هوايي ايفا نمود. وي در مسئوليت‌هاي رئيس جهاد سازندگي و مهندسي رزمي نيروي هوايي، رئيس مركز جهاد خودكفايي پدافند هوايي، فرماندهي مهندسي رزمي قرارگاه عملياتي رعد و فرماندهي مهندسي رزمي شهيد بابايي نيروي هوايي ارتش خدمت  كرد و در تاريخ پانزدهم بهمن 1368 مفتخر به دريافت يك قطعه نشان درجه دو فتح از دست مقام معظم رهبري و فرماندهي كل قوا شد.

3- نوار صوتي مصاحبه با سرهنگ دوم رشيد قشقايي (تهران- بيست‌ودوم ارديبهشت 1391)

4- hang fire، اصطلاح نظامي به معناي وقفه در آتش. در اين‌جا به معني قفل شدن است.

5- نوار صوتي مصاحبه با سروان بازنشسته محمد مصطفوي‌فر (ششم آبان‌ماه 1390)

6- سروان بازنشسته محمد مصطفوي‌فر با مسئوليت پرتاب‌كننده موشك هاوك در زمان جنگ تحميلي، در فرايند ساقط كردن 80 فروند هواپيماي عراقي نقش مستقيم داشت.

7- لبه جلويي منطقه نبرد

8- نوار صوتي مصاحبه با سروان بازنشسته محمد مصطفوي‌فر (ششم آبان‌ماه 1390)

9- نوار صوتي مصاحبه با سروان بازنشسته محمد مصطفوي‌فر (ششم آبان‌ماه 1390)

10- نوار صوتي مصاحبه با سرهنگ سيدعلي حسيني (تهران- بهمن‌ماه 1390)

11- فرمانده اسبق گروه پدافند هوايي اهواز در سال 1364

 

 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر

نسخه قابل چاپ
تعداد بازديد اين صفحه: 3978