مقالات و مصاحبه ها
3
دوشنبه 10 بهمن 1390 شيرمردان عرصه پيكار

اشاره

ديدارمان با امير موسويان ساده و صميمي اتفاق افتاد؛ افسري از خطة خونرنگ آذربايجان كه در پسِ چهرة مهربانش مي‌توانستي همة وقايع اين سرزمين پُر افتخار را روايت كني. سفرمان را با تأخير آغاز كرده بوديم، اما امير موسوي- بزرگوارانه- در دفترشان منتظر نشستند و آنگاه كه به زنجان رسيديم، شب، چادر سياهش را بر پهناي شهر كشيده بود. گرم و محبت‌آميز به حضور پذيرفت‌مان و در دفتر زيبايش آتش گفت‌وگو را شعله‌ور كرديم.

امير، سلام و خسته نباشيد. تيپ2 از اين پيش چه خاستگاهي داشته و چه شرايطي را سپري كرده تا به اين مرحله رسيده است؟

خوشحالم كه در خدمت شما هستم. تيپ2 زنجان در سال 1324 تأسيس شد، اما نه در زنجان؛ بلكه در منطقة بهبهان. در سال 1334 از منطقة بهبهان به «آذرشهر»- واقع در آذربايجان غربي- منتقل شد و سرانجام در سال 1347، اين تيپ پس از تجديد سازمان از آذربايجان به شهر زنجان منتقل شد. از آن پس بود كه گردان‌هاي تيپ تشكيل شدند و اين تيپ تحت امر لشكر 16 زرهي قرار گرفت.

در فاصلة دو دهه، تيپ 2 سه بار محل استقرارش را تغيير مي‌دهد، دليل اين تغيير گسترش‌ها چه بوده است؟

تيپ‌هاي لشكر 16 در مناطق راهبردي مستقر شده‌اند. براي نمونه در منطقة نفوذي آذربايجان كه مي‌تواند به پايتخت متصل شود، تيپ2 را در زنجان مستقر كردند تا پاسخگوي تجاوزات احتمالي باشد و در منطقة نفوذي كرمانشاه كه در ادامه شهر همدان و تهران را در بر مي‌گيرد، تيپ3 همدان مستقر شد- و اين‌ها تيپ‌هاي قَدَري هم هستند- و در منطقة شمال هم كه لشكر16 استقرار يافته است. براي اين سه منطقة نفوذي با اهميت سه تيپ قدرتمند در نظر گرفته شده است. از نظر نظامي مي‌توان اين سه تيپ را «حلقة اول حفاظت از پايتخت» به شمار آورد.

حالا براي ما از افتخاراتي كه تيپ2 كسب كرده، سخن بگوييد...

تيپ2 زنجان مفتخر است كه پس از پيروزي انقلاب در سال 1357، اولين گردانش را براي سركوب ضدانقلاب كه در شهر «مهاباد» مستقر شده بودند، به اين منطقه گسيل كند؛ آن زمان شهيد مخبري فرماندة اين گردان بودند كه پادگان ما هم‌اكنون مزين به نام اين شهيد بزرگوار است. در سال 1358، گردان‌هاي اين تيپ در محور بانه، مهاباد و سردشت مستقر شده بودند كه با ضدانقلاب مي‌جنگيدند.

با آغاز جنگ تحميلي، گردان‌هاي تيپ- همچنان- سرگرم سركوب اين اشرار بودند. مدتي نكشيد كه اين گردان‌ها به واحد اصلي ملحق و بي‌درنگ، تيپ2 با استعداد كامل در معيت تانك‌‌ها و ديگر تجهيزات‌شان در منطقة دزفول- انديمشك مستقر شدند. اين در شرايطي است كه صدام تلاش مي‌كند تا با عبور از «پُل كرخه»، جادة تهران به سمت اهواز را در انديمشك قطع كند. اولين افتخار تيپ در جريان جنگ آن است كه آن‌سوي پل كرخه در برابر دشمن ايستاد؛ تحت فرماندهي امير سرتيپ كريم هوشيار. از آنجا كه رستة امير هوشيار «توپخانه» بود، توپخانة لشكر را تحويل گرفتند و فرماندهي تيپ2 از آن پس به عهدة سرهنگ زرهي جعفر زمانفر محول شد. عمليات پل كرخه تحت رهبري جناب سرهنگ زمان‌فر انجام شد، اما افتخار استقرار تيپ2 در منطقة جنوب مربوط به امير هوشيار است. از جملة افتخارات بي‌بديل تيپ2 مربوط به حضور در چهار عمليات ارزشمند ارتش در سال‌هاي آغازين جنگ است. همچنين، در بحث آزاد سازي خرمشهر، اولين واحدي كه به جفير، حميديه و ايستگاه «نيم‌نود» رسيد، همين تيپ2 زنجان بود. اين نكته هم گفتني است كه تيپ2 در عمليات‌هاي پدافندي نقش مهم داشته است. در برخي از عمليات‌ها كه با محوريت برادران سپاه انجام شده، گردان‌هاي اين تيپ به شكل مأمور در آن عمليات حاضر بوده‌اند. در عمليات موسوم به «شرهاني» تيپ2 سنگ تمام گذاشت. در واقع جلوِ تك دشمن گرفته شد. از جمله عمليات كربلاي پنج. تيپ2 اين افتخار را دارد كه 700 شهيد تقديم انقلاب كرده است و اين تعداد كمي نيست؛ يك‌سوم استعداد يك تيپ است.

اوج هنرنمايي تيپ2 در دوران دفاع مقدس مربوط به كدام عمليات است؟

اگر بخواهم به يك عمليات منحصر به‌فرد كه در آن تيپ2 نقش محوري داشته اشاره كنم، بايد از عمليات «طريق‌القدس» ياد كنم كه فتح بستان محصول زحمات و رشادت‌هاي رزمندگان اين تيپ بود. البته يكان‌هاي ديگري هم حضور داشتند، ولي تيپ2 در «تنگه چزابه» سنگ تمام گذاشت. صدام در پاسگاه «صفريه» فرماندهي را در اين نبرد، شخصاً بر عهده گرفته بود. تيپ2، مدت 10 روز با يكاني كه فرماندهي‌اش با شخص صدام بود، جنگيد. پس از اين 10 روز، صدام نا اميد شد. مشهور است كه شهيد مخبري در پُل سابله مجروح شده بود و با اين وجود، نبرد را رهبري مي‌كرد.

شهيد مخبري كه همة كاركنان لشكر 16 به نيكي از او ياد مي‌كنند، كيست؟ لطفاً براي ما دربارة شخصيت اين شهيد صحبت كنيد.

ايشان، فرماندة گردان 125 پياده ـ مكانيزه همين تيپ2 بود. وي، بعد از فتح شهر بستان، خدمت حضرت امام (ره) رسيدند و گزارش مبسوطي از موفقيت‌هايي كه در اين عمليات به دست آمده، ارائه كردند. در آن زمان درجه‌شان سرهنگ2 بود. هنر ان بود كه اين گزارش- كه متن و فيلمش هم موجود است- در شرايطي ارائه شد كه شهيد مخبري از قبل و بي‌آنكه پيش‌نويسي از گزارش تهيه شده باشد، در برابرحضرت امام اين گزارش را ارائه كردند كه موجب تحسين همگان شد. من، در بزرگداشتي كه در سال 1386 براي شهداي تيپ برگزار كردم، از خانوادة ايشان هم دعوت به عمل آوردم كه انصافاً مراسم پرشور و حالي برگزار شد. دختر شهيد مخبري مقاله‌اي در اين بزرگداشت ارائه كرد. وي، هم‌اكنون پزشك است.

شهيد مخبري در عمليات طريق‌القدس چه هنرنمايي‌ها كه نكرد. در يك كلام، اگر گردان تحت امر ايشان را از عمليات طريق‌القدس جدا كنيم، به مفهوم آن بود كه عراق، نيروهاي ما را دور مي‌زد و موفق به قطع اين نيروها مي‌شد. شهيد مخبري با درك چنين موقعيت حساسي و به رغم مجروحيتي كه برايش پيش آمده بود، در منطقه ماند و نگذاشت چنين اتفاقي روي دهد. بر سرِ مزار شهيد مخبري- كه در شهر قوچان واقع است- اين عبارت نوشته شده است: «فاتح بستان». در سال‌هاي پس از جنگ، تيپ2 به مدت دو سال از منطقة سومار مراقبت مرزي كرد؛ و از يك خط 75 كيلومتري پدافند مي‌كرد.

امير! تيپ2 پس از دوران جنگ، چگونه خود را زنده و پويا نگاه داشته است؛ به‌گونه‌اي كه جنبة بازدارندگي‌اش را حفظ كرده باشد؟

يكي از افتخارات ارتش، مربوط به همين وسواسي است كه در امر «تعمير و نگهداري» اعمال مي‌كند. امروز، تانك چيفتن ما در اثر همين تعمير و نگهداري و البته بهينه‌سازي‌هايي كه رويش صورت گرفته، هر لحظه اين آمادگي را دارد كه استارت بخورد و به مأموريت اعزام شود. ببينيد! كارشناسان مي‌دانند كه خودروي سنگين «ريو آتاليه» مربوط به چه زماني است. اما همين خودرو از منطقة استقرارش حركت كرد و بدون توقف 960 كيلومتر راه پيمود؛ براي انجام مأموريتي كه به خوزستان رفته بوديم. اين، در اثر توجه به امر نگهداري است. در سال 1388 تيپ2 يك بازديد آمادگي رزمي ارايه داد. ناظر، شوراي عالي ارزيابي نزاجا بود. من، به درجه دارنم افتخار مي‌كنم؛ در اين بازديد، بودند كساني كه با موفقيت از آزمون موشكافانة نزاجا بيرون آمدند و نمرة 100 گرفتند؛ مفهومش اين است كه ما بعد از جنگ هم آمادگي رزمي‌مان را حفظ كرده‌ايم.

اتفاقاً به اعتقاد صاحب‌نظران، نقطة اتكاي ارتش ما- صرف‌نظر از تمام پيشرفت‌هايي كه در حوزه فناوري نظامي داشته- مربوط به نيروي انساني با انگيزه است...

بله، همين طور است. ما يكان‌هاي چالاك و متحركي را تربيت كرده‌ايم. هم‌اكنون آموزش‌ها و تمرينات نظامي‌مان را در اين زمينه به جد پي مي‌گيريم. شيوه‌اي كه به صورت غالب تمرين مي‌كنيم، رزمايش «نامنظم» است. اخيراً رييس ستاد مشترك ارتش فرانسه در پاريس گفت‌وگويي انجام داده و گفته است كه اگر چه در حوزة تجهيزات، ارتش ما نيروي برتر است، اما در نهايت و با تكيه بر نبرد ناهمتراز، اين جبهة مقابل است كه پيروز مي‌شود. در واقع، بر شكست‌پذيري‌شان در اين حوزه مهر تأييد زده بود.

اينكه از عبارت «نامنظم» استفاده مي‌كنيد، بيشتر ناظر بر چه شاخص‌هايي است؟

ما بيشتر نيروي‌مان را در نقاطي بكار مي‌گيريم كه نقطة ضعف دشمن به حساب مي‌آيد. در مبحث «كمين» وارد مي‌شويم و روي آن كار مي‌كنيم؛ در مبحث «رزمگاه‌ها» دقيق مي‌شويم. به بحث «استتار» و انواع آن اهميت مي‌دهيم. توپ‌هاي «ترمال» به تيپ2 واگذار شده است. ما در مأموريتي كه در قالب يك رزمايش در خوزستان انجام داديم، يك پايگاه«فريبنده» ايجاد كرديم. تجهيزاتي كه به صورت فريب شبيه‌سازي شده بود، خودِ من را هم فريب داد؛ از آن جهت كه نمي‌‌شد تجهيزات واقعي را از غيرواقعي تمييز داد. حتي براي آنكه بالگردهاي دشمن نتواند از طريق ارزيابي حرارتي ماجرا را متوجه شود هم تدبيري كرده بوديم. خوب، اين شگردها، براي گمراه كردن، به تأخير اندختن و در نهايت ضربه زدن به دشمن كاربرد دارد؛ درست از جايي كه دشمن گماني بر آن نمي‌برد.

يك خاطره از تيپ2 زنجان بگوييد.

اين هم خاطره جالبي است كه يك روحاني برايم نقل كرد و مي‌گفت در دوران انقلاب استواري را ديده است كه صبح‌ها در محل خدمتش حاضر مي‌شده و بعداز ظهر در تظاهرات و راهپيمايي‌هايي كه عليه رژيم شكل مي‌گرفته، شركت مي‌جسته است. اين روحاني تعريف مي‌كرد و مي‌گفت كه روزي از اين درجه‌دار پرسيدم كه علت چيست؛ صبح در محل خدمت و بعداز ظهر در تظاهرات حاضر مي‌شوي؟ درجه‌دار گفت: «من، مسلمان هستم و مرجعي دارم؛ مرجع من اعلام كرده كه در تظاهرات شركت كنم؛ بنابراين من به وظيفة شرعي‌ام عمل مي‌كنم و حرفه‌ام به هيچ‌وجه مانعي براي اين حضور من نيست.»

امير! اگر امروز تيپ2 داراي چنين جايگاه فاخري است، متأثر از زحماتي است كه كاركنان و فرماندهان تيپ از گذشته تا به امروز متحمل شده‌اند. لطفاً براي اكرام كساني كه در اين تيپ زحمت كشيده‌اند، به صورت گذرا نام فرماندهان تيپ را بازخواني كنيد.

اولين فرمانده اين تيپ، پس از پيروزي انقلاب، سرهنگ فريدون شهلايي بود. فرماندهان ديگر به ترتيب عبارتند از: سرهنگ كريم يدرنجي، سرهنگ محمدرضا پور موسي، امير سرتيپ كريم محمد هوشيار، زنده‌ياد سرهنگ محمد جعفر زمان‌فر، سرهنگ غلام‌رضا سروري راد، سرتيپ2 سپهر كهريز، سرهنگ كيهان فلاحي، سرتيپ2 ستاد حبيب‌الله موقر، سرتيپ2 ستاد بهزاد پور آزادي، سرتيپ2 علي‌رضاجبري، سرتيپ2 ستاد علي مهرابي، زنده‌ياد سرهنگ حسين‌زاده، سرهنگ روح‌الله گرايلو، سرتيپ2 ستاد منوچهر مرادي و از اواخر سال 1385 هم من در خدمت اين تيپ هستم.

 

 

گفت‌وگو با امير سرتيپ 2 ستاد سيدعلي موسويان، فرمانده تيپ 2 زنجان

 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر
نسخه قابل چاپ
تعداد بازديد اين صفحه: 1704