آشنایی با دانشگاه افسری امام علی (ع)

به نام خدا

دانشگاه افسری از آغاز تا امروز


بخش اول

دانشگاه افسری و طاغوت

ارتش اسلام، در دل ارتش طاغوت شکل گرفت؛ اما نه به صورت معدود و محدود، بله؛مبارزان محدود بودند. آن کسانی که علیه مبانی دین و ایمان و ارزش ها در آن ارتش جدی بودند، یک اقلیت به شمار می رفتند. بعضی هم محو شدند و رفتند.)فاما الزبد فیذهب جفائ و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض( آنچه مفید است، از بین می رود. لذا با پیدا شدن مدیریت اسلامی در کل کشور و نظام اسلامی و ارزش های اسلامی، برای ایجاد یک ارتش اسلامی مشکلی وجود نداشت و به خودی خود ارتش اسلامی تشکیل شد. بیانات فرماندهی معظم کل قوا در دیدار جمعی از کارکنان ارتش جمهوری اسلامی ایران به مناسبت روز ارتش 25 / 1/ 1378

فارق التحصیلان دوره اول پهلوی در سال 1302 ش فارق التحصیلان دوره دوم مدرسه صاحب مناصبان نظام 1303 ش


پس
از آن که به موجب حکم عمومی شماره یک قشون » صادره از سوی وزیر جنگ وقت )رضا خان ( در بهمن ماه 1300 شمسی، سرهنگ عزیز الله خان ضرغامی، افسر سابق ژاندارم، به عنوان ریاست کل مدارس نظام تعیین گردید، این مدرسه نظام به فرماندهی سرهنگ عزیز الله ضرغامی در ابتدا به طور موقت در محل کنونی دادگستری دایر شد و از آنجا به عمارت مسعودیه )محل فعلی اداره آموزش و پرورش( و سپس در خرداد ماه 1301 شمسی و بنا به روایتی در مهرماه 1302 ، به محل کنونی دانشگاه افسری که پارکی مصفا و مجموعه کاخ هایی متعلق به کامران میرزا )پسر ناصر الدین شاه ( بود، به عنوان محل دائمی مدرسه، انتخاب و شاگردان مدارس نظام از پارک مسعودیه به اینجا منتقل شدند. این مدرسه که متشکل از چهار مدرسه ابتدایی، متوسطه، عالی و دامپزشکی بود، از دوره دوازدهم در سال 1314 شمسی، به دانشکده افسری تغییر نام یافت. از سال 1301 تا مهر ماه 1327 فارغ التحصیلان کلاس پنجم متوسطه به دانشکده افسری وارد می شدند. دانشکده افسری دارای سه کلاس بود، کلاس اول، دوره تهیه یا سال تهیه نامیده می شد. آموزش ششم متوسطه در این سال تدریس می گردید. سال 1 و سال 2 دانشکده پس از طی دوره سال تهیه آغاز می گردید و دانشجویان از بدو ورود به سال یکمی در صنف)رسته( مربوطه آموزش می دیدند و از پایان سال دومی با درجه ستواندومی در سازمانهای صنفی خود انجام وظیفه می نمودند. از سال 1327 و پس از تجدید نظر در برنامه آموزشی، دوره سال تهیه از دانشکده افسری جدا و کلاس های دبیرستان نظام اضافه گردید و در سال 1328 با پیشرفت تکنولوژی جنگ افزار ها و سایر وسایل مورد استفاده درارتش، دوره آموزش نظامی دانشکده افسری از دو سال به سه سال افزایش یافته و آموزش صنفی )رسته ای ( به مراکز فرهنگی واگذار شد و رسته بندی نیز به پایان دوره سه ساله موکول شد.

دوره آموزش دانشگاه افسری تا سال 1314 شامل صنوف پیاده نظام ، سواره نظام، توپخانه و مهندسی بود و از سال 1314 دوره مالی (دارایی) و در سال 1318 ، دوره هوایی نیز به آن افزوده شد. دانشکدة افسری در دوران قبل از انقلاب اسلامی، یعنی از سال 1300 تا تاریخ 22 / 11 / 57 ، فرماندهی تعداد 31 نفر را تجربه نموده است که اولین فرمانده آن سرهنگ عزیرالله ضرغامی و آخرین فرمانده آن قبل از انقلاب اسلامی ، سرلشگر منوچهربیگلری بوده که به مدت 36 ماه مسئولیت فرماندهی دانشکده افسری را بر عهده داشته است.

نیازمندی محدود دانشکدة افسری به دانشجو، محدود بودن تعداد دانشکده های غیر نظامی، وجود تعدادی دبیرستان نظام در مراکز استان ها و شهرستان ها ، کمی مشاغل در بخش های خصوصی و ملی و استقبال زیاد جوانان به ثبت نام در دانشکدة افسری، موجب گردید که دانشکدة افسری با استفاده از فارغ التحصیلان دبیرستان نظام و سایر دبیرستان ها تامین نیاز نماید. از طرفی، چون استفاده از اکثر جنگ افزارهای موجود، چندان نیازمند به محاسبات ریاضی نداشت، لذا فارغ التحصیلان هر سه رشته )ریاضیطبیعی و ادبی( دبیرستان ها در دانشکدة افسری پذیرفته می شدند و به این ترتیب کمبودی در تامین و استخدام دانشجو برای دانشکدة افسری وجود نداشت.

دانش آموختگان دوره دهم مدرسه صاحب منصبان نظام 1311ش دانش آموختگان دوره هشتم مدرسه صاحب منصبان نظام 1309 ش

در سالهای بعد، با وارد شدن سلاح های مدرن و تجهیزات الکترونیکی پیشرفته در ارتش، ساختار آن نیز توسعه یافت. این وضعیت، سطح نیازمندی ارتش به پرسنل افسری را از 200 نفر به 1000 نفر در سال افزایش داد، این عدم تناسب بین بازده دبیرستان نظام )حداکثر 120 تا 180 نفر فارغ التحصیل در سال ( که 17 % از نیازمندی دانشکدة افسری را تأمین می نمود، دانشکدة افسری را به سمت انتخاب و استخدام دانشجو از فارغ التحصیلان سایر دبیرستانها در رشته های ریاضی و طبیعی سوق داد.

از طرفی با افزایش دانشکده ها، ادارات و سازمانهای غیر نظامی در سطح کشور و افزایش نیازمندی این سازمانها به پرسنل متخصص و سختی خدمت در ارتش از طرف دیگر ،تعداد داوطلبان شایسته ای که از هوش و ذکاوت و استعداد ریاضی بالایی برخوردار بودند جهت استخدام در دانشکده افسری را محدود نموده بود.

این مشکل موجب گردید، دانشکده افسری از سال 1350 الی 1353 در هر سال، دوبار آزمون ورودی برگزار نماید.به طور کلی در مدت 57 سال قبل از انقلاب اسلامی، تعداد 13976 نفر پس از طی دوره های آموزشی از دانشکدة افسری فارغ التحصیل و وارد ارتش گردیده اند. با بررسی بعمل آمده، مراسم های فارغ التحصیلی دانشجویان دبیرستان نظام، با حضور شخص رضا شاه و در سالهای بعد با حضور یکی از اعضای خانواده سلطنت طاغوت برگزار گردیده است. بدیهی است که در دوران گذشته، سیاست گذاری ها در دانشکدة افسری، متأثر از سیاست های مستشاران نظامی بیگانه بوده است و افسران عالی رتبه نیز متأثر از فرهنگ بیگانه و طاغوت، فرماندهی می کردند.



دانش آموختگان دوره چهل و هفتم در سال 1349
 



بخش دوم

دانشگاه افسری و انقلاب اسلامی ایران

...شمایی که الآن انشاء الله وارد می شوید در ارتش و درجات بالای ارتش، این نقشه را توجه بکنید شما افسر هستید این نکته ها را باید توجه بکنید که می خواهند شما را از مردم جدا بکنند، روحانیون را هم از مردم جدا کنند مردم وقتی که نه قدرت روحانی دارند و نه قدرت اسلحه ای دارند یک کاری بکنند، یک کودتایی بکنند، تمام کنند قضیه را... نقشه است که شماها را از هم جدا کنند، دولت را از ملّت و ملّت را از دولت، رئیس جمهور را از مردم، مردم را از او... ( از بیانات حضرت امام خمینی)ره( در دیدار دانشجویان دانشکده افسری 25/8/1359)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 ، دانشکده افسری دارای جایگاه و منزلت ویژه ای در نظام شد. دانشجویان دانشکده افسری که بدون شک و تردید از مؤمن ترین و انقلابی ترین جوانان این سرزمین بودند، در همان روز های نخست پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت های زیادی را جهت دیدار با معمار انقلاب حضرت امام (ره) انجام دادند که اولین دیدار دانشجویان دانشکدة افسری با بنیانگذار انقلاب اسلامی در تاریخ 15 خرداد 1359 محقق گردید. حضرت امام خمینی(ره) در این دیدار صمیمانه، با سخنانی دلنشین فرمودند:

" از این مسرورم که در روز 15 خرداد که دیدید و دیدیم بر ملّت ما چه گذشت و برای چه این ملّت پایمال شدند. امروز هم 15 خرداداست و می بینید شما امید آتیه ی ملّت در اینجا با هم مجتمع هستیم که چند دقیقه ای با هم صحبت کنیم و مسأله ای که گذشته است و انشاء الله می گذرد در میان بگذاریم. ... خدای تبارک و تعالی می فرماید اگر کسی بخواهد بفهمد خودش مؤمن است یا نه، خدای تبارک و تعالی یک میزانی قرار داده است که با آن می تواند بفهمد. أشِدّآءُ عَلی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم. وقتی با اجنبی ها مواجه می شوند با شدت و کوبندگی مواجه می شوند، وقتی بین خودشان هستند با رحمت و عطوفت مواجه اند.

دیدار دانشجویان دانشکده افسری با بنیانگذار انقلاب اسلامی

معظم له در ادامه فرموده اند:

...خدا می فرماید مؤمنین اشداء هستند بر کفار و اینها اشداء بودند بر خودی ها و بر مسلمین و بر هر کس که در مملکت بود. همچنین من ناراحتی سختی در دلم پیدا شد، آن وقت که محمدرضا با یکی از رئیس جمهورهای آمریکا ملاقات کرد، که گمان می کنم جانسون بود. من آن تلخی هنوز در ذائقه ام هست که می دیدم این آدم که وقتی در ایران هست با مردم آن طور رفتار می کند، آن طور مردم را سرکوب می کند، آنجا جلوی میز رییس جمهور ایستاده بود و او هم عینکش را برداشته بود، به او(محمدرضا) نگاه نمی کرد، از اینور نگاه می کرد و این مثل یک بچه مکتبی ترسو ایستاده بود. آن موقع من تشبیهش کردم به این بچه مکتبی های سابق که از معلمشان خیلی می ترسیدند و وحشت داشتند. ما مبتلای چه وضعی بودیم؟ چه اشخاصی بما و ملّت ما حکومت کردند؟ اشخاصی که در مقابل اجنبی ها و کفار آن طور بودند و در مقابل ملّت خودشان آن طور سرکوبی می کردند. شما دانشجویان افسری که برای آتیه ی این مملکت انشاء الله امید هستید باید همین دستوری که از جانب خدای تبارک و تعالی برای شناخت مؤمنین وارد شده است مد نظرتان داشته باشید. با ملّت خودتان، با ملّت مسلم و رئوف باشید. در مقابل اجانب توفنده و کوبنده باشید. عکس زمان رژیم سابق و مثل زمان صدر اسلام اگر چنانچه ارتش ما که امید ملّت است به ادب اسلامی درآید، امکان ندارد یک هجومی اگر بر آنها بشود متزلزل بشوند. برای اینکه تزلزل برای کسی است که ایمان ندارد و آنکه ایمان دارد متزلزل نیست.اگر چنانچه ادب اسلامی در بین ملّت ما متحقق شود، همه قشرها، قشرهای اسلامی شوند، دیگر آسیب در این ملّت تحقق نخواهد کرد. کوشش کنید که در این دانشگاهها که شما هستید ایمان خودتان را تقویت کنید. ایمانی که شما را در اینجا هم شرافتمند می کند و هم در پیشگاه حق آبرو دارید و با آبرومندی وارد می شوید به حق تعالی. کوشش کنید که خودتان را عادت بدهید، خودتان را با اینکه با اهالی کشور خودتان حکم فرمایی بر خلاف نکنید. رحیم باشید. اگر چنانچه کسی هم خلاف کرد شما به طور خشونت با او رفتار نکنید.

به قانون باید عمل شود. همان طور که سربازهای صدراسلام بودند. با عدد کمی فتح بزرگی کردند. سّر اینکه این عدد کم به امپراطوری ایران غلبه کرد این بود که آنها ایمان داشتند. از روی ایمان و با این روحیه که اگر کشته شویم شهید هستیم و پیش خدا می رویم و اگر بکشیم باز پاداشی بزرگ داریم اقدام می کردند. ... اگر چنانچه ارتش صحیح اسلامی بود کسی نمی-توانست از خارج به ما تحمیل بشود. اینکه مستشارهای آمریکایی

بر ما تحمیل شد، برای این بود که سردمدارهای آنوقت از آنهایی بودند که ایمان اصلاً نداشتند و فقط می خواستند یک روزگاری را به خشونت به مردم بگذرانند و یک مأوایی هم در اینجا یا آنجا با دله دزدی و امثال ذلک پیدا کنند. اگر امروز آمریکا یا شوروی یا هر کس دیگر بخواهد برای شما یک مستشار بفرستد خود شما جلویش را می گیرید و خود شما مانع می شوید. اگر یک صاحب منصب (یک سرلشگر یا ارتشبد) بخواهد چنین کاری بکند خود سربازها و درجه دار و افسرهای زیردست، زیر این بار نمی روند و جلوگیری می کنند، برای اینکه این جوانان ما متحول شده اند، ارتشی های ما متحول شده اند.

اما شما انشاء الله پشتوانه ی ملّت را دارید، شما اگر عددتان چند هزار باشد لکن پشتوانه تان سی و چند میلیون است. همه ی مردم است. ارتش، ارتش مردمی است، نه ارتشی طاغوتی که سرکوب کند، ارتشی است که با مردم زیر یک سقف جمع می شوند و مردم برای آنها تظاهر می کنند، اینها هم برای مردم تظاهر می کنند، این یک چیز تازه نیست، که خدای تبارک تعالی به ما عنایت کرده است و این را حفظ کنید، این پشتوانه را حفظ کنید، این پشتوانه آنچنان قدرتی به شما خواهد داد که یکیتان درمقابل صدتا و حتی چند صد تا خواهد بود... ارتشی که ملّت از او ناراضی است ارتشی که می بینید ملّت پشت به او کرده اگر یک دشمنی از آن دور بیاید دیگر پناهگاه ندارد، دیگر نمی تواند مقاومت کند، بر خلاف ارتشی که می بینید آن طرف بیست و چند میلیون یا سی و چند میلیون دوست است و پشتیبان او هستند همان طوریکه او در میدان جنگ می جنگد، اینها بزرگ و کوچک، زن و مرد دنبال او جنگ می کنند و همه گونه پشتیبانی می کنند، یک چنین ارتش پیروز است. سعی کنید اینطوری باشید، آیا آن 15 خردادی بهتر بود که ارتش ما به جان مردم ریخت . این ملّت بیچاره را آن طور قتل عام کرد یا امروز که سالروز 15 خرداد است، که شما با ملّت در آغوش هم هستید و آمده اید با هم صحبت می کنید؟

"...ارتش اگر نظم نداشته باشد ارتش نیست و شیاطین که ممکن است نفوذ کرده باشند هم در ارتش و هم در ژاندرمری و هم در سایر قوای انتظامیه. آنها در هرجا به صورتی دامن می زنند به اینکه نظم را از ارتش و سایر قوای انتظامیه بگیرند و در باطن خود ارتش هرج و مرج ایجاد کنند، در این صورت هیج امکان ندارد او بتواند با یک قدرتی هرچه هم باشد مقابله کند. ...وانشاء الله شما که در تحصیل هستید خودتان را مجهز کنید برای خدمت کردن به کشور خودتان و اسلام که آن هم خدمت به کشور است و انشاء الله با قدرت، ملّت ما پیش برود و از این حرفهایی که در خارج و داخل گفته می شود هراس نداشته باشید. "

اجرای سرود توسط دانشجویان در محضر امام (ره) شور و اشتیاق دانشجویان در محضر امام (ره)

دومین دیدار دانشجویان دانشگاه افسری با بنیانگذار انقلاب در تاریخ 25 آبان ماه 1359 بود. معظم له در این دیدار، درسخنان مهمی فرمودند:

"از شما برادران و عزیزان رزمنده تشکر می کنم که در اینجا آسیب در این ملّت تحقق نخواهد کرد. کوشش کنید که در این دانشگاهها که شما هستید ایمان خودتان را تقویت کنید. ایمانی که شما را در اینجا هم شرافتمند می کند و هم در پیشگاه حق آبرو دارید و با آبرومندی وارد می شوید به حق تعالی. کوشش کنید که خودتان را عادت بدهید، خودتان را با اینکه با اهالی کشور خودتان حکم فرمایی بر خلاف نکنید. رحیم باشید. اگر چنانچه کسی هم خلاف کرد شما به طور خشونت با او رفتار نکنید.

به قانون باید عمل شود. همان طور که سربازهای صدراسلام بودند. با عدد کمی فتح بزرگی کردند. سّر اینکه این عدد کم به امپراطوری ایران غلبه کرد این بود که آنها ایمان داشتند. از روی ایمان و با این روحیه که اگر کشته شویم شهید هستیم و پیش خدا می رویم و اگر بکشیم باز پاداشی بزرگ داریم اقدام می کردند. ... اگر چنانچه ارتش صحیح اسلامی بود کسی نمیتوانست از خارج به ما تحمیل بشود. اینکه مستشارهای آمریکایی بر ما تحمیل شد، برای این بود که سردمدارهای آنوقت از آنهایی بودند که ایمان اصلاً نداشتند و فقط می خواستند یک روزگاری را به خشونت به مردم بگذرانند و یک مأوایی هم در اینجا یا آنجا با دله دزدی و امثال ذلک پیدا کنند. اگر امروز آمریکا یا شوروی یا هر کس دیگر بخواهد برای شما یک مستشار بفرستد خود شما جلویش را می گیرید و خود شما مانع می شوید. اگر یک صاحب منصب )یک سرلشگر یا ارتشبد( بخواهد چنین کاری بکند خود سربازها و درجه دار و افسرهای زیردست، زیر این بار نمی روند و جلوگیری می کنند، برای اینکه این جوانان ما متحول شده اند، ارتشی های ما متحول شده اند.

اما شما انشاء الله پشتوانه ی ملّت را دارید، شما اگر عددتان چند هزار باشد لکن پشتوانه تان سی و چند میلیون است. همه ی مردم است. ارتش، ارتش مردمی است، نه ارتشی طاغوتی که سرکوب کند، ارتشی است که با مردم زیر یک سقف جمع می شوند و مردم برای آنها تظاهر می کنند، اینها هم برای مردم

تظاهر می کنند، این یک چیز تازه نیست، که خدای تبارک تعالی به ما عنایت کرده است و این را حفظ کنید، این پشتوانه را حفظ کنید، این پشتوانه آنچنان قدرتی به شما خواهد داد که یکیتان درمقابل صدتا و حتی چند صد تا خواهد بود... ارتشی که ملّت از او ناراضی است ارتشی که می بینید ملّت پشت به او کرده اگر یک دشمنی از آن دور بیاید دیگر پناهگاه ندارد، دیگر نمی تواند مقاومت کند، بر خلاف ارتشی که می بینید آن طرف بیست و چند میلیون یا سی و چند میلیون دوست است و پشتیبان او هستند همان طوریکه او در میدان جنگ می جنگد، اینها بزرگ و کوچک، زن و مرد دنبال او جنگ می کنند و همه گونه پشتیبانی می کنند، یک چنین ارتش پیروز است. سعی کنید اینطوری باشید، آیا آن 15 خردادی بهتر بود که ارتش ما به جان مردم ریخت . این ملّت بیچاره را آن طور قتل عام کرد یا امروز که سالروز 15 خرداد است، که شما با ملّت در آغوش هم هستید و آمده اید با هم صحبت می کنید؟

"...ارتش اگر نظم نداشته باشد ارتش نیست و شیاطین که ممکن است نفوذ کرده باشند هم در ارتش و هم در ژاندرمری و هم در سایر قوای انتظامیه. آنها در هرجا به صورتی دامن می زنند به اینکه نظم را از ارتش و سایر قوای انتظامیه بگیرند و در باطن خود ارتش هرج و مرج ایجاد کنند، در این صورت هیج امکان ندارد او بتواند با یک قدرتی هرچه هم باشد مقابله کند. ...وانشاء الله شما که در تحصیل هستید خودتان را مجهز کنید برای خدمت کردن به کشور خودتان و اسلام که آن هم خدمت به کشور است و انشاء الله با قدرت، ملّت ما پیش برود و از این حرفهایی که درخارج و داخل گفته می شود هراس نداشته باشید. " دومین دیدار دانشجویان دانشگاه افسری با بنیانگذار انقلاب در تاریخ 25 آبان ماه 1359 بود. معظم له در این دیدار، در سخنان مهمی فرمودند:

" از شما برادران و عزیزان رزمنده تشکر می کنم که در اینجا آمدید و از نزدیک با هم ملاقات کنیم و بعضی مسائل را در میان بگذاریم. من از ارتش و سایر قوای انتظامی و نظامی و از قوای مسلح دیگر، پاسداران، داوطلبان و همه قشرهایی که در جبهه مشغول فداکاری برای اسلام هستند کمال تشکر را دارم و همانطور که خود شماها مطلعید چون این لشکر اسلامی است و یک قوای مسلح اسلامی است تمام ملّت ایران پشتیبانی از این قوا دارند و زن و مردشان مشغول جهاد هستند هر کدام آن مقداری که می توانند کمک و همراهی می کنند. پشتوانه همه ی شما اسلام است، قران کریم است و ملّتهای اسلامی در هر جا که هستند چنانکه ملاحظه می کنید که از ملّتها پشتیبانی های زیاد و اظهار همراهی با این ملّت ستمدیده ایران و با ارتش ایران اعلام می کنند که ما هم می خواهیم بیاییم در جبهه ها بازی خوردههای رژیم بعث کافر عراق جنگ کنیم و البته احتیاج به این نیست که آنها بیایند ولی تشکر از آنان می کنیم و قوای مسلحه ی خود ما بحمد الله کافی است برای جلوگیری از شرارت اشرار. و انشاء الله بزودی غلبه اسلام بر کفر ظاهر می شود و انشاء الله ملّت مظلوم عراق را از زیر ستم این ستمکاران نجات خواهیم داد ...

...شمایی که الآن انشاء الله وارد می شوید در ارتش و درجات بالای ارتش، این نقشه را توجه بکنید شما افسر هستید این نکته ها را باید توجه بکنید که می خواهند شما را از مردم جدا بکنند، روحانیون را هم از مردم جدا کنند مردم وقتی که نه قدرت روحانی دارند و نه قدرت اسلحه ای دارند یک کاری بکنند، یک کودتایی بکنند، تمام کنند قضیه را... نقشه است که شماها را از هم جدا کنند، دولت را از ملّت و ملّت را از دولت، رئیس جمهور را از مردم، مردم را از او...

...شما عزیزان ملتّ هستید شما پاسداران ملتّ هستید و ملتّ با شما هست امروز از هیچ چیز نترسید برای اینکه سابق، شما و ملتّ جدا از هم بودید و الآن بحمد الله همه با هم هستند و همه در کی جبهه هستید. و من وقتی نگاه می کنم به تلویزیون که نشان می دهد آنهایی که برای همین ارتش و برای همین سپاه پاسداران و برای همه اینهایی که در جبهه هستند زحمت می کشند، زنها، مردها، بچه ها، پیرمردها، من همه ی اینها را به فال ن کی می گیرم که اجتماع هست با هم، و شما پیروزید. انشاء الله اسلام انشاء الله پیروز است. خداوند همه ی شما را حفظ کند و با سلامت و صحت وارد بشوید به این جنگی که بین اسلام و کفر است و امیدوارم آن کسان کیه هم در جبهه ها هستند با قدرت و با قوت و با قدرتی اسلامی به جبهه ها بروند و امیدوارم که آن لشکر بازی خورده عراق هم که آمدند و برای غیر مسلمین به ضد مسلمین دارند عمل می کنند آنها هم بیدار شوند انشاء الله و دست از این کاری که بر خلاف قرآن است و بر خلاف مصالح اسلام هست و بر خلاف پیغمبر اسلام است دست بردارند و خداوند همه شما را پیروز و موفق کند.

سومین دیدار معنوی دانشجویان دانشگاه افسری با رهبر فرزانه خود، سه ماه بعد و در تاریخ 25 آبان ماه 1359 شکل گرفت که بخشی از بیانات معظم له در این دیدار، به شرح ذیل می باشد:

" روز 22 بهمن روزی بود که ارتش و ملّت به هم پیوستند و روزی بود که ارتش از طاغوت به الله برگشت و تکبیر و پشتیبانی امّت بر طاغوت غلبه کرد. و این معنا باید سرمشق ما باشد در تمام زندگی که اگر کی ملّتی همه قشرهایش با هم بودند و یک پارچه بودند هیچ قدرتی نمی تواند در مقابل آنها ایستادگی کند و آسیبی به آنها برساند... کم کم وقتی که انسان وارد جامعه شد وارد نظام شد و یک نظامی شد یک سرکرده ی نظامی شد و یک فرماندة نظامی شد کم کم آن خویی که در باطنش بوده رو به رشد می برد اول خودش هم ناآگاه است از مطلب، نمی داند که این رویه دیکتاتوری است خیال می کند رویه رویه انسانی و اسلامی است لکن هی جلو می رود و هر چه جلو می رود این خوارش زیاد می شود. شما خیال نکنید که اول رضاخان یک دیکتاتور بود یا هیتلر یک دیکتاتور بود، آن وقتی که رضاخان در یک محلی که متولد شد دیکتاتور نبوده است. هیتلر هم دیکتاتور نبوده است. کم کم وارد جامعه شدند و قدرت پیدا کردند هر چه قدرت زیادتر شد آن ملکه ای که در باطنش بود هی زیادتر شد و همین طور به تدریج قوت پیدا کرد تا یک وقت یک دیکتاتوری شد مثل هیتلر یا در مملکت ما شد مثل رضاخان. ...شماها که انشاء الله بعدها یک چهره اسلامی و فعالی برای این مملکت می شوید بدانید این اوصافی که در نفس خودتان هست اگر مهار نکنید یک وقت از کار در می آید که دیکتاتور. این طور نباشد که آنقدر خودتان را ببینید که هرچه می گویید همان درست است و آنقدر خودبین باشید که اگر نادرستی را فهمیدید هم حاضر به تسلیم نباشید. انسان کامل آن است اگر فهمید که حرفش حق است با برهان اظهار کند و مطالبش را برهانی بفهماند این که در قرآن کریم دارد که « لا اکراه فی الدین » برای اینکه تحمیل عقاید نمی شود کرد امکان ندارد که همین طوری کسی تحمیل عقاید بکند... اگر یک چیزی را دیدید که واقعاً خلاف کردید اعتراف کنید و این اعتراف شما را در نظر ملّت ها بزرگ می کند نه اینکه اعتراف به خطا شما را کوچک می کند. پایبند بودن به خطا انسان را خیلی منحط می کند انسان یک حرفی زده است و خطا گفته است بعد که دید که خطا گفته اگر پایبند به این خطا باشد و دنبال این باشد که خطای خودش را به کرسی

نشاند این همان دیکتاتوری بسیار فاسد است که اگر ظاهراً غیر دیکتاتوری باشد لکن دیکتاتوری است و می رسد به آنجایی که انسان را هیتلر از کار در می آورد ، رضاخان از کار در می آورد... خداوند انشاء الله همه شما قوای مسلّح را باهم منسجم کند بیشتر از حالا و شما را با ملّت منسجم کند بیشتر از حالا که با انسجام و با وحدت کلمه و با وحدت مقصد که همان مقصد الهی است و در مقصد الهی هم استقلال کشور امت و هم آزادی افراد است و هم همه آمالی است که انسانها دارند انشاء الله همه ی شما با هم و ملّت ما زن و مرد و بزرگ کوچک همه باهم منسجم باشند تا اینکه این کشور را به آنجایی که خداوند تبارک و تعالی میخواهد برساند. "


فرمانده وقت دانشکده افسری ، شهید نامجو در محضر امام خمینی (ره)

در تاریخ 11 مهرماه 1361 چهارمین دیدار دانشجویان دانشگاه افسری با بنیانگذارو معمار انقلاب اسلامی رخ داد که آن پیر فرزانه در این دیدار فرمودند:

"شما باید توجه به این معنا داشته باشید که این جمهوری اسلامی مخلوط کی قوایی است که برای دنیا نمی تواند شناخت داشته باشد. اصلاً این تر یکب در دنیا سابقه نداشته است. تر یکبی از ارتش و روحانی، تر یکبی از ملا و سپاهی، تر یکبی از رئیس جمهور این-طور، و ر ییس مجلس آن طور، و نخست وزیر آن طور، این تر یکب سابقه ندارد و تر یکب ناشناخته ای است و لهذا طرح-هایی که در دنیا به ضد این انقلاب ریخته شده است و می شود از باب این که شناخت روی این تر یکب ندارند و سابقه به این نحو اجتماع ندارند خنثی می شود، امروز این تر یکبی که در آنها و مردم است این مجموعه ناشناخته است... اصلاً این کی موجود جدیدی است که در این عهد و این عصر متولدّ شده است که کارشناسان و دانشمندانی که با آن امور مأنوسه ی خودشان سر و کار داشته اند این مولود جدید را نمی توانند بشناسند. ایده این مولود را هم نمی توانند بفهمند. انگیزه حرکت های اینها را نمی توانند بفهمند و آن ایمانی که در قلب اینهاست آنها نمی توانند ادراک کنند...فرماندهان سابق زیردستان خودشان را مثل اسیران می انگاشتند مثل عبید توهّم می کردند و هرگز حاضر نبودند که با آنها در کی جمع خصوصی بنشینند و درد دل این عزیزان را گوش کنند تا بفهمند. فرماندهان شما حالا از سنخ خود شما هستند. در آغوش خود شما هستند. چنان چه شما هم نورچشم فرماندهانتان هستید و در آغوش آنها هستید... من امیدوارم که شما عزیزانی که در دانشکدة افسری هستید و امید آتیه ی ایران و اسلام هستید، باتوجه به خدای تبارک و تعالی و تح یکم ایمان خودتان که دنبال آن استقلال فکری، استقلال عملی هست، تحصیل تان را به آخر برسانید و انشاءالله برای این ملّت که شما همه نورچشمان همه ی ما هستید، برای این ملّت پیروزی های بالاتر را انشاءالله به هدیه بیاورید... از اموری که من باید عرض کنم این است که من به ملّت عزیز عرض می کنم و جوان هایی که هستند که توجه به این دانشکده های افسری و به دانشگاه های افسری داشته باشند و بروند در آن جا که این کی مسأله ای است که برای ایران امروز مهم است وما امیدواریم که باتوجه خود ملّت به این مراکز و آمدن و اسم نوشتن و این طور چیزها، کی ارتش قوی پیدا بکنیم و بحمد الله الآن هم هست لکن قو یتر از این، که در مقابل هیچ قدرتی سر خضوع نیاوریم و شکسته نشویم... "

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته


بيشتر